تماس با راهنما

تماس با راهنما,درگیری فکری معتاد,به خاطر بیماری اعتیاد,یک برنامه بهبودی,نیروی قدرتمندتر از اعتیاد

پس از کلی درگیری فکری و ذهنی با خودم و افکار بیمارگونه ای که مرا اسیر خودش نموده بود، تصمیم ام را گرفتم ؛ گوشی تلفن را برداشتم و با راهنمایم تماس گرفتم و بعد از سلام و احوال پرسی؛ شروع کردم به صحبت درباره ی اینکه ، چه مشکلاتی در زندگی ام بوجود آمده است ، به او گفتم : در زندگی ام ، هیچ کاری درست پیش نمی رود ، هیچ کسی با من درست رفتار نمی کند، کلی مشکلات مالی دارم، درون خانه ، در محل کارم، با فرزندانم ، مشکل دارم، با همه چیز  و همه کس مشکل دارم ، حتی با ماشین ام.

تقریبا در همه کارهایم مشکلی وجود دارد ، او به من گفت : دست نگهدار دوست بهبودی ، تند روی نکن ، اینطور به نظر می رسد که ، بعضی از این مشکلات از دستت خارج هستند، درست هست؟ گفتم : بله همینطور هست !

ادامه داد و گفت : در بعضی از این موارد ، توانایی و امکانات مقابله با آنها را در اختیار داری، ‘ درست هست ؟

این حرف او باب میل من نبود ، ولی باز ناچار شدم آن را تایید کنم ؛ بعد گفت: «پس اگر توانایی های لازم برای روبرو شدن با این مشکلات را داری، چرا باید در موردشان نگران باشی؟

نا امیدی را کنار بگذار و دست به کار شو و اگر در بعضی از این مشکلات هیچ کاری از دستت بر نمی آید! چرا باید در موردشان نگران باشی؟ مگر همه ی دفعات قبلی که خودت را غرق در مشکلات کردی ، حتی به یادت مانده است؟ واگذارشان کن به خداوند! »

وقتی لب به گله و شکایت باز کردم ، ادامه داد «حالا به جلسات برو و بعد فهرستی برام تهیه کن ، از هر چیزی که در زندگی ات خوب پیش می رود و هر چیزی که به خاطرش سپاسگزار هستی، زندگی را به خودت سخت نگیر !  تماس با راهنما,درگیری فکری معتاد,به خاطر بیماری اعتیاد,یک برنامه بهبودی,نیروی قدرتمندتر از اعتیاد

سپاسگزاری کردم و نفس عمیقی کشیدم و شروع کردم به نوشتن ، هر چند از درون مصمم بودم ، به او ثابت کنم که ، حتی اگر از بعضی چیزها خوشنود و سپاسگزار هستم، باز هم دلیل نمی شود ، پریشان و عصبانی نباشم، خلاصه شروع کردم به تهیه لیستی از چیزهایی که به خاطرشان سپاسگزار بودم، سپاسگزارم به خاطر زنده بودنم، سپاسگزارم برای بهبودی ام، سپاسگزارم برای خانواده و دوستانم، سقفی که بالای سرم هست، ماشینی که راه می رود، غذایی که در یخچال هست و اندک پولی که داخل کیفم وجود دارد ، همین طور که ادامه می دادم ، متوجه شدم بیشتر از هر چیز به خاطر گذشته ام سپاسگزارم، چون همان چیزی بود که مرا به امروزم رسانده بود و دوم به این دلیل که می توانم در همان گذشته نگه اش دارم نه در امروزم، متوجه شدم که به خاطر بیماری اعتیادم هم، می توانیم شاکر و سپاسگزار باشم.

چرا که همین بیماری مرا به NA آورده که به لطف خدا یک برنامه بهبودی به من هدیه داده است تا انجام بدهم ، همین طور برای NA سپاسگزار بودم چون رابطه ای را که با راهنمایم دارم در اختیار من گذاشته است ، آن وقت بود که فهمیدم ، من حتی به خاطر مشکلات زندگی ام ، باید سپاسگزار باشم که به یادم می اندازد تا ، با راهنمایم تماس بگیرم.

خنده ام گرفت چون او باز هم درست گفته بود ، بی خود نیست که راهنما است ، بنابراین دوباره با او تماس گرفتم و از او به خاطر راهنمای ام ، تشکر کردم.

او به من یادآوری کرد ، وقتی بر مشکلات زندگی ام تمرکز می کنم ، فقط همان ها را می بینم، اما وقتی با ایمان به یک نیروی قدرتمندتر از خودم بر چیزهایی تمرکز می کنم که خوب پیش می روند، آن وقت راه حل مشکلاتی که مرا دچار سردرگمی کرده اند ، نمایان می شود، و در ادامه گفت: که مرا دوست دارد و اینکه نتیجه ، آخر کار مشخص می شود و گفت : دوست من اگر زندگی مطلوب نیست، معنی اش این است که کار هنوز به پایان نرسیده است .

تماس با راهنما,درگیری فکری معتاد,به خاطر بیماری اعتیاد,یک برنامه بهبودی,نیروی قدرتمندتر از اعتیاد

نویسنده : (گمنام)

تماس با راهنما,درگیری فکری معتاد,به خاطر بیماری اعتیاد,یک برنامه بهبودی,نیروی قدرتمندتر از اعتیاد

منبع : مجله الکترونیک ضربان قلب NA

 

 

Visits: 265

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!