ما و تازه وارد,دردهای خماری,فکر قدیمی مصرف,واژه دردناک اعتیاد,اصول روحانی خدمت

ما و تازه وارد

سلام،به تو دوست هم درد من سلام،به تو دوست تازه وارد که هنوز درد های جسمی وحالات نامطبوع و کلافه کننده خماری با تن کوفته ات. به این سو و آن سو می کشی. برای همه ما، بی خوابی های شبانه تو کاملا قابل درک است؛ ولی بدان که بهترین لحضه برای خلوت کردن با خدا، همان ساعات نیمه شبی است که قادر نیستی حتی یک آن، مژه برهم بگذاری. فرصتی دست داده است تا با مهربان ترین مهربانان،گپی بزنی. راستی، آخرین باری که صادقانه باو به گفتگو نشستی کی بوده؟ ... ادامه مطلب
هرمعتادی میتواند پاک شود,اشتیاق به بهبودی,امیدمعتادان گمنام,احساس همدردی معتاد,جلسات H&I

هرمعتادی میتواند پاک شود

من در ۲۵ سپتامبر ۱۹۸۱ پاک شدم و سی و هشت سال است که عضو انجمن معتادان گمنام منطقه BAY AREA ایالت سانفرانسیسکو هستم. عشق و اشتیاق من به بهبودی به من کمک کرد که پاک بمانم. در اولین جلسه  حضورم درانجمن معتادان گمنام احساس امید داشتم. ... ادامه مطلب
مدت زمان پاکی,جلسه معتادان گمنام,ترک مواد,جلسه خانگی معتاد,موهبت معتادان گمنام

مدت زمان پاکی

من در اکتبر 1984 وارد اولین جلسه‌ی معتادان‌گمنام شدم. در آن زمان نمی‌دانستم این برنامه چه تاثیری بر زندگی من خواهد گذاشت. من هنوز به مردم، مکان‌ها و اشیا اجازه می‌دادم مرا کنترل کنند. یک سال بعد از ترک مواد هنوز تسلیم نبودم تا بالاخره تصمیم گرفتم این راه را امتحان کنم.

... ادامه مطلب
تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

تسلیم در برابر چه چیزی؟

این سوالی بود که یک سال اول بهبودی مرا درگیر خود کرده بود. تفاوت اصلی آن را فهمیدم. متوجه شدم اگر به جنگیدن ادامه دهم درد خواهم کشید. ولی من در برابر چه چیزی می جنگیدم؟ دوست داشتم دستکش‌های بوکس را در بیاورم. می خواستم آن درد دائمی را که در روحم احساس می کردم رها کنم. ... ادامه مطلب
غیر ممکن وجود ندارد,پیوند اعتیاد,چندین سال تخریب,خوش آمدگو معتادان,راهنمای انجمن معتادان

غیر ممکن وجود ندارد

اسم من کیانوش است و یک معتاد هستم و خوشحال ام که تا امروز توانسته ام توسط انجمن معتادان گمنام به مدت 5 سال 3 ماه و 21 روز پاک بمانم. دوست داشتم من هم مختصری از زندگی ام و نحوۀ پیوندم به انجمن و پاک شدنم را تا به امروز با شما در میان بگذارم. از خداوند می خواهم که با صداقت بتوانم مطالبم را عنوان کنم. من هم بعد از چندین سال تخریب و مصرف و خسارت در تیرماه 1379 توسط یکی از بستگانم در تهران پیام عشق را گرفتم. ... ادامه مطلب
خدمت کردن چه کاری برایم انجام داد؟,h&iمعتادان گمنام,توانایی در بهبودی,ساختارخدماتی انجمن,عزت نفس معتاد

خدمت کردن چه کاری برایم انجام داد؟

میخواهم توضیح بدهم خدمت کردن چه کمکی به من  در زندگی بیرون از انجمن معتادان گمنام کرد. هر چند کلمات قادر نیستند بطور کامل آن را شرح دهند ، اما من سعی میکنم آنرا بگویم ؛ شنیده ام که خدمت در برنامه می تواند موجب عزت نفس شود، و من این را بدرستی درک کرده‌ام. ... ادامه مطلب
آیا من آنجا حاضر خواهم بود؟,مشاركت در بهبودی,فروتنی و اعتیاد,خجالت زده انجمن معتادان,معتادبیمار

آیا من آنجا حاضر خواهم بود؟

  یک لغزش اگر به تسلیم و تمایل بی‌انجامد شما را وادار می کند که به همه چیز با دقت بنگرید. من در طول سال گذشته به نفسِ خود توجه کرده ام که تا چه حد، کم یا زیاد، در تصمیم گیری های من دخیل بوده است. نشریات می گویند که یا فروتن باش یا خجالت زده. تجربه من این است؛ ... ادامه مطلب
نغمه حیات در شاهرگ من,نغمه حیات در شاهرگ من,صبحانه بهبودی,عشق جلسات انجمن,عشق بلاعوض

نغمه حیات در شاهرگ من

به هر شکلی بود شب را به صبح رساندم، تلألو نور طلایی آفتاب اولین روز پاکی ام را نوید می داد. اولین روز تابستان فرح بخش و آرامش دهنده بود. چندتا نفس عمیقی کشیدم، سینه ام پر از هوای تازه شد و شروع به نرمش و دویدن بین درختان پارک کردم، زانوانم سست بود، اصلاً حال نداشتم ولی دوست داشتم روز اول را با یک کار مثبت شروع کنم چند دقیقه ای گذشت و صدایی به گوشم خورد که بلند فریاد میزد: ماشاالله آفرین، جانمی! ... ادامه مطلب