چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

چیزهایی که امروزم را شاد می کند


چیزهایی که امروزم را شاد می کند

چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

به نام خداوندی که فکرت آموخت.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

د ر آستانه تحولی عظیم و شگرف در جان طبیعت و بعد از زمستانی سرد و یخ بندان، تشعشعات زیبای خورشید جهان افروز، تن و جان مرا گرمی دوباره بخشید با تمام شدن زمستان، انگار که فصل سرد و بی روح و پر تلاطم دوران پاکی من هم به پایان رسیده. روزگاری که قامت نحیف و آزرده و روح و روان در حال بهبودی ام ، زیر ضربات شلاق های بیماری مزمن و کشنده اعتیاد خم شده بود صدای شکسته شدن تک تک پیمان هایی که با خود در طول دو سال و چندماه پاکی بسته بودم با آمدن صدای پای مرموز، وسوسه و میل به مصرف فقط برای یک بار شنیده می شد آرامش و تعادل روحی و روانی ام به هم خورده و زندگی برایم پوچ و بی معنی شده بود و عملا روح بیمارم به وسیله نقص هایی از قبیل کنترل اوضاع و شرایط، قضاوت در مورد دیگران، دست کاری در زندگی افراد برای این که بنا به میل من زندگی کنند، اقرار گرفتن از بعضی ها به این خاطر که فکر می کردم من ناجی آنها هستم. سرشار شدن از نفرت و کنیه و انتقام و سرخوردگی و یاس و سوءظن باعث شد که هیچ چیزی نتواند مرا شاد کند و دیگر چیز برایم رنگ امید نداشته باشد خودم را آماده کرده بودم برای این که بپذیرم من از جنسی دیگرم “تافته جدا بافته” چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

انتخاب غلط همواره آسان تر است 

بیماری چنان آهسته و مرموز روح و روان خسته مرا می فشرد که حاضر نبودم از هیچ زاویه ای که در طی این دو سال و اندی با داشتن راهنمای خوب و دلسوز و رهجوهای مهربان و این همه خدمات رنگارنگ یاد گرفته بودم به زندگی ام نگاه کنم. عملا دور شدن قایق بهبودی ام را از ساحل آرامش و شادی می دیدم ولی انگار نای فریاد زدن و درخواست کمک را نداشتم. ایجاد رابطه با هر کسی جز خودم و بیماری فریبنده و اغوا کننده ام برایم سخت و دردناک می نمود و حقیقتا منتظر فاجعه ای بزرگ مثل انفجار یک بمب اتمی در زندگی ام بودم .چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

 مغزم خسته و افکارم پریشان و پراکنده بود به هر چیزی که لحظه ای مرا آرام و شاد کند فکر می کردم جز شادی پایدار حاضر شده بودم که به هر کاری دست بزنم تا آرام شوم ولی در حقیقت ترس از برگشت به دنیای اعتیاد و زندگی گذشته مانع ام می شد.  بارها و بارها سعی کردم خلا خود را با عمل به انواع و اقسام نقص هایی که در خود سراغ داشتم پر کنم اما نشد تبدیل به یک مصرف کننده صرف و حرفه ای نقص هایم شده بودم رابطه ام با نیروی برتر، قطع شده و عملا قابلیت کارکرد قدم ها را از دست داده بودم دریغ از یک لحظه شادی و آرامش.  تسلیم ، این واژه زیبای بهبودی فراموشم شده بود. در یک صبح  زیبای زمستان که چند روزی به سال نو باقی مانده بود. بدون تحت فرمان بیماری ام باشم از خواب بیدار شده و احساس کردم که من به چیزی احتیاج دارم که شادم کند روزهای اول پاکی ام را به یاد آورم، موقعی که تازه از زندان آزاد شده بودم، روزهای بهبودی ام را به یادم آوردم و دوستانی را که امروز زیر خروارها خاک آرمیده اند و این که من امروز تنها نیستم دوست دوران بچگی ام را به یاد آوردم که زیر همان پل و کنار رودخانه ای که با هم بازی های بچه گانه می کردیم، با سرنگی از مواد جان خود را معامله کرده بود. به انفجار یک بمب اتمی نیازی نبود تمام واقعیت های دوروبرم هر کدام خود یک انفجار بودند تا من گمراه را به خودم بیاورد.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

راه و رسم دل دادن

امروز دوران سخت و پر تلاطم اوایل پاکی ام تمام شده و بزرگ ترین درسی که من از این دوران پر فراز و نشیب گرفتم، این بود که اعتماد داشته باشم که یک نیروی برتر از من و افکار و داشته هایم در همه حالات مشغول مراقبت و نگهداری می باشد آرامش در دسترس من بود و من غافل از آن، امروز من آرام و شادم و آرامش درونم با من حرف می زند امروز آرامش من هم بیرونی است و هم درونی، آرامش و شادی امروز من در تغیرات من است که باعث نشاط جسم، روح و روانم شده است.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

دیدن قیافه امروزم و جبران خسارت کردن از جسمم و صدمه نزدن به آن با ترک وابستگی های مضر، درست کردن دندان هایم و بها دادن به فیزیک جسمم، باعث شادی و آرامشم می شود. امروز در کنار زیبایی بیرون و آرامش درون و با سفری به اعماق وجودم یک شادی و رضایت خاطر وصف ناکردنی را در زندگی ام تجربه می کنم تأمین امنیت، عاطفی، مالی اجتماعی و تشویق دیگران مرا شاد و سرزنده نگاه می دارد هر موقعی که رضایت همسر فرزند، پدر و مادرم را می بینم که به طور نسبی از من و کارهایم رضایت دارند. احساس شادی و نشاط می کنم.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

همراه شدن با انسان ها در همه حال و شریک شدن با آنها در شادی ها و غم هایشان احساس مثمر ثمر بودن را در من زنده می کند و در کل احساس می کنم که جامعه به وجود انسانی مثل من که سال ها به او به عنوان یک مجرم نظر داشته افتخار می کند و از دیدگاه جدید آنها نسبت به خودم که با تغییرات امروزم به وجود آمده است به خود می بالم.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

 ورود تازه وارد به یک جلسه معتادان گمنام با کوله باری از خستگی و ناتوانی این پیام را برای من به عنوان یک عضو NA دارد که هنوز بیماری اعتیاد قربانی می گیرد و صحنه کارزار بیماری و بهبودی کماکان گرم است. از این که هنوز هم کسانی هستند که برنامه ای را که من عضو آن هستم، به عنوان راهی برای دوری از میدان جنگ با این بیماری کشنده انتخاب می کنند شاد می شوم در آخر این که امروز من خداوندی مهربان را دارم که همیشه در دسترس است و همه امورم را مدیریت می کند و می داند که چگونه مسیر زندگی ام را تعیین کند تا باعث شادی روح و روانم گردد. امروز چیزی که بیشتر از همه چیز مرا شاد می کند زندگی در قدم اول رعایت اصل زیبا و روحانی تسلیم و صداقت با خود و برگشت دوباره ام به خویشتن و اعتماد به نیروی برترم می باشد.چیزهایی که امروزم را شاد می کند,ذهن معتاد,افکار منفی معتاد,جنگ و خودمحوری,دیوار انکار معتاد,

پیام بهبودی . تابستان 1387

Views: 70

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!