لحظه ها

لحظه ها,آغاز مجدد بهبودی,منجلاب اعتیاد,دوران بد اعتیاد فعال,گناه و شرم معتاد

من چند روز پیش لغزش کردم و بهبودی ام را مجددا آغاز کردم، نوشتن احساساتم، برای من راهی شد ، تا این گونه لغزشم را به خانواده و دوستانم اطلاع دهم.

راهنمایم از من خواست که تجربه ام را به این مجله ارسال کنم، بنابراین امیدوارم که این مطالب چاپ شود تا شاید برای کسی مفید واقع شود، خداوندا، از تو طلب راهنمایی در این لغزش را دارم.

من برای قدرت، شهامت، درک، امید و پاک ماندن دعا می کنم ، تا بدین گونه ۲۴ ساعت بعد را پاک بمانم، دو روز پیش متوجه شدم که یکی از دوستانم فوت کرده است و من آنقدر از لحاظ ذهنی، احساسی، فیزیکی و روحی قوی نبودم، که به یک دوست انجمنی تلفن بزنم تا این ضعف و خلائی که مرا پر کرده بود، سبب اقدام من از روی وسوسه نشود.

به جای این کار، من لغزش کردم، و باید بگویم نه، به آن افتخار نمی کنم،  اما با این حال از این اتفاق خجالت نمی کشم ، چون راحت و صادقانه با آن برخورد کردم و هنوز هم می خواهم در مورد آن صحبت کنم.

درست است، من خراب کرده ام، اما قرار نیست که کوله بارم را بی اندازم و در این اشتباه خودم را غرق کنم، این اتفاق افتاد و باید برای اون کاری انجام بدهم.

من تصمیم گرفتم که به خودم ، اجازه ندهم تا در منجلاب دلسوزی به حال خود، ناامیدی، گناه و شرم فرو روم، من به خاطر اینکه چنین اشتباهی انجام داده ام که غیر قابل بازگشت است و یا نمی توان آن را برگرداند، از خودم متنفر نیستم.

من نه می توانم و نه می خواهم که این گونه باشم، چون چنین وضعیتی برایم منصفانه نیست، من هم انسانم و مرتکب اشتباه می شوم، لغزش هم می تواند بخشی از بهبودی یک نفر باشد. لحظه ها,آغاز مجدد بهبودی,منجلاب اعتیاد,دوران بد اعتیاد فعال,گناه و شرم معتاد

مهم نیست که من چند بار زمین خورده ام؛ مهم این است که من چندین بار زمین خورده ام اما باز بلند شده ام، مهم این است که تصمیم گرفتم که از آن اتفاق درس بگیرم و باز هم از زمین بلند شدم، وخاک روی لباسم را تکاندم و پشت فرمان زندگی ام نشستم ، چون می خواهم باز هم سعی خودم را بکنم.

من نگذاشتم که این اتفاق منو مغلوب کند، من دیگر نه می توانم و نه می خواهم که باز به گذشته برگردم، من از میان ترسناک ترین و تاریک ترین بخش های جهنم گذشته ام و آنها را همانند کف دستم بلدم.

هنوز یادم هست که چقدر دشوار و دردآور از جهنمی که درون آن دفن شده بودم، خودم رو بیرون کشیدم، من هر سم زدایی را به خاطر می آورم. هر بار که با التماس گریه کردم و از خدا می خواستم ، تا دوران بد من تمام شود و مرا بکشد را یادم هست.

آن دوران قطعا من را می کشت و این امری احتمالی نبود، من برای مردن آماده نیستم، هیچ کس هم نمی خواهد که که برایش این اتفاقات بيفتد.. شما هم بدانید که اوضاع من می توانست بسیار بدتر از چیزی که الان هست شود و به همین دلیل هم هست که من این بار بسیار تلاش می کنم، من از انصراف دادن و کنار کشیدن، کنار کشیده ام.

(نویسنده: بریانا تی، از میشیگان آمریکا)

لحظه ها,آغاز مجدد بهبودی,منجلاب اعتیاد,دوران بد اعتیاد فعال,گناه و شرم معتاد

منبع : نشریه the Na Way، جولای ۲۰۱۹

 

 

Visits: 6

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!