مقالات

ما بهبود پیدا خواهیم کرد
ما بهبود پیدا خواهیم کرد

درست در ابتدای همه گیری کرونا ویروس و بعد از 23 سال حبس با اینکه هیچ وقت فکر نمی کردم به خانه بازگردم آزاد شدم.

ارتباط قدم دوازده، سنت دوازده و مفهوم دوازده
ارتباط قدم دوازده، سنت دوازده و مفهوم دوازده

رابطه قدم دوازده سنت دوازده و مفهوم دوازده همان رابطه بین جسم، فکر و روح است پس اگر بتوانم با خلوص نیت خدمت کنم از لحاظ روحی غنی شده و در این صورت می توانم از لحاظ فکری منسجم تر عمل کرده و آنگاه خواهم توانست اصول روحانی انجمن معتادان "گمنام را به غرایض شخصی و شخصیت ها ترجیح دهم.

چرا من عاشق
چرا من عاشق

من عاشق این عبارتم که میگه " من نمیتونم ، ما میتونیم"

آب و هوای طوفانی
آب و هوای طوفانی

روح قدم دوازدهم برگرفته از اصل روحانیِ خدمت خیرخواهانه است.

همایش APF
همایش APF

من هرگز این همه انرژی یکجا از طرف تعداد زیادی از اعضاء دریافت نکرده بودم، ما فقط جشن اعلام پاکی می‌گرفتیم! آن جشن برای مدت چهار ساعت با آوازخوانی ،رقصیدن و خواندن آهنگ «کیپ کمینک بک» به پایان رسید.

زمان بندی نیروی برتر
زمان بندی نیروی برتر

نیروی برترم زمان بندی بی نقصی دارد که از آن لذت می برم. این خیلی برایم آسان است که با نگرش قبلیم زندگی کنم و فکر کنم که چیزی را به دست آورده ام یا استحقاق چیزی را دارم.

فرق بین اعتیاد فعال و بهبودی
فرق بین اعتیاد فعال و بهبودی

بعضی روزها که خشم و عصبانیت تمام وجود مرا فرا می گرفت، تلاش برای مهار کردن آن کار بسیار دشواری بود و بعضی اوقات که با شکست مواجه می شدم احساس می کردم که مواد مخدرمصرف کرده ام.

خدا وندا  آرامشی عطا فرما
خدا وندا آرامشی عطا فرما

من برای دوام بهبودی ام و زدودن رنجش ها باید این شخص را می بخشیدم. و جالب تر از همه، اشخاصی در لیست من بودند که با نیت خوب خودشان مرا آرزده بودند

پرواز کن سمت باران
پرواز کن سمت باران

تمام خانواده به سوی ویرانی در حرکت بود همیشه نا امید و سرگردان و در جستجوی پیدا کردن راه خلاص شدن از شر مواد مخدر بودم تمام راه ها را تجربه کردم و هیچ روشی درد من را علاج نکرد تا عاقبت به خاطر ورشکستگی کامل و از روی ناچاری به معتادان گمنام پناه آوردم.

هدف اصلی
هدف اصلی

بارها به تنهایی قطع مصرف کردم ولی مگر می شد زندگی برایم تا حدی دردناک و غیر قابل تحمل می شد که دست به کارهای دیوانه واری مثل خود زنی در حد مرگ می زدم.

هر روز قراری دوست داشتنی
هر روز قراری دوست داشتنی

من هم در روزهای ابتدای ورودم به NA، دغدغه های این چنینی داشتم و هنوز هم در جلسات مسائلی از این دست وجود دارد که مقاله ی شما عزم من را جزم نمود تا دست به قلم شده و گوشه ای از مسائل جلسات را با دوستان در میان بگذارم امیدوارم موضوعات گفته شده بتواند ما را در استفاده ی بهینه از جلسات که از مهمترین ابزارهای بهبودی یاری دهد و من هم سهم خود را ادا کرده و در راستای قدم سوم، نتیجه را به خداوند واگذار و برای اثبات درستی نظراتم هیچ جنگی نکنم.

خود مشغولی های فکری من
خود مشغولی های فکری من

فقط برای امروز می توانم زندگی رضایت بخش و مفیدی داشته باشم. یک زندگی که حتی تصورش را هم نمی کردم بهبودی افق های جدیدی را به روی من گشوده و برای جستجوی آنها من را مجهز کرده است.

یک نیاز ساده
یک نیاز ساده

از آن شب به خودم قول دادم دوباره به این مکان مقدس بیایم با اینکه بارها مواد مصرفی خود را عوض کرده و چندین بار بدون نتیجه قطع مصرف کرده بودم این بار بدون استفاده از هیچ دارویی ترک کردم.

هم بازی با نسیم صبح
هم بازی با نسیم صبح

اکنون که این نامه را برای شما می نویسم، حدود چهار ماه است که از زندان آزاد شده ام در طول همین زمان کوتاه، معجزه های زیادی در زندگی من رخ داده است.

فرصتی برای با هم بودن
فرصتی برای با هم بودن

اساسأ ما در مورد روابط و احساساتی که خیلی قدرتمند هستند مشارکت کردیم. جلسه حدود دو سال و نیم طول کشید ولی به نظر می رسید پنج دقیقه گذشته است. برای این جلسه بی نهایت سپاسگزارم.

جلسه من
جلسه من

پیچ و خم بهبودی,چیپ دهی,گمنامی اعضاء,معتاد خجالتی

شانه بر موی سپید
شانه بر موی سپید

یه مرد برای من الگو شد. همون الگوی مصرفم همون که الفبای مصرف رو از رو دستش کپی کرده بودم همون که یه شهر و به هم می ریخت، همون که به هیچ صراطی مستقیم نبود یه دفعه مثل این که در اون مرد معجره ای اتفاق افتاد مثل این که خواب می دیدم. پاک شد و آروم و سربزیر.

درک من از اولین قدم
درک من از اولین قدم

اوایل از خود سؤال می کردم که آیا من واقعا بیمارم؟ کار کردن قدم اول به من ثابت کرد که بیمارم و بیماری من هم، لاعلاج، کشنده مرموز پیش رونده مخرب و منفی است و دارای شاخه های متفاوتی است که یکی از خصوصیات خیلی مهم آن انکار است انکار باعث می شود تا واقعیت ها را نبینم در زمان مصرف مواد مخدر من همیشه مشکلاتم را توجیه کرده و به دنبال بهانه ای برای نواقصم  بودم.

همه قصه و رویا
همه قصه و رویا

سرانجام شب خواستگاری فرارسید طبق معمول عروس خانم چای آوردند ولی من اصلا به چهره ی او نگاه نکردم که آیا مورد پسندم هست یا نه من به توصیه ی آن دوست بهبودی در حال انجام یک کار تشریفاتی بودم و بعد از نوشیدن چای، منتظر بودم که پدر خانمم، ببخشید پدر عروس از کار و بار و گذشته ی من بپرسد که همین طور هم شد و او پرسش های خود را شروع کرد.

من چه سبزم امروز
من چه سبزم امروز

وقتی گذشته ام را مرور می کنم، متوجه می شوم که من همیشه دو جور زندگی داشته ام، یه جور قبل از آشنایی با NA و جور دیگه بعد از آشنایی و کار کرد دوازده قدم و زندگی به روال برنامه یNA.