گل و مخمل و نور
حکایت غریبی است فراز و فرود درد کشیده هایی که هر کدام داستانی در سینه دارند که در وقت بیان، بغض گنگی گلوی شان را می فشارد.
گل و مخمل و نور
سلام
حکایت غریبی است فراز و فرود درد کشیده هایی که هر کدام داستانی در سینه دارند که در وقت بیان، بغض گنگی گلوی شان را می فشارد.
بی سبب نیست که من و هزاران همدرد دیگر، هنگام خواندن داستان زندگی دوستان مان، همان شخصی می شویم که مطلب را نوشته خود او، که دردمان مشترک است و درمان نیز هم شاید مسیر زندگی و تجربه های مان کمی متفاوت باشد ولی حال درون و احساساتمان بسیار شبیه به هم است و همین برای آن که بتوانیم یکدیگر را عاشقانه بغل کنیم و ببوسیم گوشه ای خلوت بیابیم و بگوییم و بشنویم تا سبک شده و رها گردیم، کافی است. من سرگشته و حیران، سال ها به دنبال همین یک دلی و صفا بودم از ساختمان های مجلل و باغ ها گرفته تا خرابه ها و سردابه ها وجب به وجب دنبال یافتنش بودم آدم های جور واجور، داروهای مختلف بیمارستان ها و دوستان زیادی را امتحان کردم ولی نشد که بهایش سخت سنگین تر بود. زیبایی صورت و سیرت جوانی چهره و دل آرامش درون و بعد کم کم اسم و رسم و آبرو همه را دو دستی تقدیم کردم و به جایی رسیدم که آرزوی مرگ که نه، بارها اقدام به آن کردم. گل و مخمل و نور,داستان بهبودی اعتیاد,آرامش بهبودی,معجزات na,پنجاه سال اعتیاد
از خودم، چهره ام، اسمم، از زمین و زمان بیزار بودم و گریزان. بارها فریاد زدم که ای خدا چرا تمامش نمی کنی، نمی خواهم این زندگی عفن را، بگیر جانم را و خلاص. اما آن سراسر پاکی، آن خدایی که شاید امروز کمی او را شناخته باشم در جواب کفرگویی هایم هدیه ای عزیز و گران بها نثارم کرد و من انجمن معتادان گمنام را یافتم. امروز یک سال و دوماه و یازده روز است که پاکم ورها از هر قید و بند. گل و مخمل و نور,داستان بهبودی اعتیاد,آرامش بهبودی,معجزات na,پنجاه سال اعتیاد
حالا دیگر وقتی چهره ی خود را در آینه می بینم احساس لذت می کنم دیگر با خود و دیگران و خدا نمی جنگم بلکه هر سه را عاشقانه دوست دارم. دیگر دست به خودکشی نمی زنم که برعکس هر روز و هر لحظه از این که زنده ام نفس می کشم و مثل یک انسان کنار همسر و پسر کوچکم زندگی خوبی دارم احساس غرور می کنم آرامش دارم و هر روز خبرهای خوبی می شنوم.
پدرم بعد از پنجاه سال مصرف سی و سه روز است که پاک شده و برادرم، روز اول سم زدایی را می گذارند خدایا کمکش کن بله معجزات یکی پس از دیگری به وقوع می پیوندد و من شکر گزار صفای دوستان بهبودی و خدای خوبم هستم.
مجله پیام بهبودی زمستان 1386
لینک کوتاه: https://nairan.org/fa/b/376372
این خبر را به اشتراک بگذارید:
مطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

