هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

هر روز قراری دوست داشتنی

هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

با سلام ، من کامران و یک معتاد هستم.

مقاله ی جذاب و دلنشین «خشت اول چون نهد » در فصل نامه ی شماره دوازده، حرف دل خیلی از هم دردان بود. من هم در روزهای ابتدای ورودم به NA، دغدغه های این چنینی داشتم و هنوز هم در جلسات مسائلی از این دست وجود دارد که مقاله ی شما عزم من را جزم نمود تا دست به قلم شده و گوشه ای از مسائل جلسات را با دوستان در میان بگذارم امیدوارم موضوعات گفته شده بتواند ما را در استفاده ی بهینه از جلسات که از مهمترین ابزارهای بهبودی یاری دهد و من هم سهم خود را ادا کرده و در راستای قدم سوم، نتیجه را به خداوند واگذار و برای اثبات درستی نظراتم هیچ جنگی نکنم روزهای اول ورودم به جلسات با توجه به داشتن سواد نسبی و اندکی مطالعه ای هم که قبلا داشتم چیزی از مشارکت ها و صحبت های دوستان نمی فهمیدم در آن روزها دلیل آن را ترک فیزیکی و آشفتگی فراوان خود می دانستم اما کم کم متوجه شدم، ادبیات گفتاری خاصی بین بچه های انجمن حاکم است که فقط خود آنها و اعضای قدیمی تر متوجه می شوند در ابتدا کمی سرخورده و نگران شدم. NA آخرین جایی بود که پیش رو داشتم اگر در اینجا هم به من کمکی نمی شد. دیگر باید برای مرگ آماده می شدم وقتی نظر دوستان و راهنمایم را در این مورد جویا شدم گفتند این ها حاشیه است و سعی کن وارد حاشیه ها نشوی اگر چه بعضی از آنها هم می خندیدند و حق را به من می دادند. اما مشکل من به تدریج حل شد. چون این ادبیات و اصطلاحات را به مرور فرا گرفتم مقاله ی شما و اتفاق چند روز پیش باعث شد که من هم مواردی دیگر را به آن مقاله اضافه کنم تا بهتر به هدف مهم برنامه یعنی سنت پنجم که قلب سنت ها می باشد، نایل آییم و برگزاری با کیفیت جلسات، بهتر محقق شود. هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

چند روز پیش، یکی از دوستان هم درد را در جلسه دیدم. او قبلاً چند نوبت به جلسه آمده بود، اما ارتباطش را با انجمن قطع کرده و به مصرف مجدد روی آورده و اکنون که این نامه را برای شما می نویسم، هنوز در عذاب است. از او پرسیدم چرا دیگر به جلسه نمی آیی؟ در جوابم گفت: راستش من چیزی از صحبت های شما نمی فهمم و متوجه نمی شوم که چه می گویید او هم ایراد را در سواد پایین خودش می دید. هر چند این بیماری آن قدر موذیانه عمل می کند که از هر معضلی بهانه ای برای ما بیماران و توجیهی برای نرفتن به جلسه پیدا می کند. ولی به هر حال چرا جو جلسه ی ما طوری بود او را وادار کرد تا به تفاوت ها بیندیشد به این خاطر به دنبال انجام سهم خودم بودم و موضوعات مربوط به ایجاد و حفظ فضای بهبودی را مرتب در جلسات مان بیان می کردم که اکنون آنها را برای شما می گویم: به نظر من موارد زیر می تواند آفت جلسات ما باشد که طبیعی است به هدف اصلی گروه لطمه می زند: هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

الف) اصطلاحات رایج که به خصوص در منطقه ی ما رواج دارد:

*  بشکه :به جای آن که بگوییم به مشکل برخوردم می گوییم به بشکه خوردم!!

*  قدم ها را زدم به پام :یعنی قدم ها را در زندگی ام اجرا نمی کنم !!

* با کله ی خودم راه می روم :ارتباطی با راهنما و دوستان بهبودی ندارم، مشورت نمی کنم و خود محور هستم !

* از این به بعد می خوام کله ی خودم را ببرم و کله ی راهنمایم را به جایش بگذارم.

یعنی بعد از چند مدت خود محوری و حال بدی، تصمیم گرفته ام با راهنمایم ارتباط بیشتری داشته باشم.

*  می خوام کله ی خودم را ببرم و کله خر جایش بگذارم :این در مواقعی است که دوست هم دردمان ظاهرا خیلی از دست کارهای غیر اصولی اش ناراحت است.

* غول دو: من متوجه نمی شوم که کلمه ی غریزه ی جنسی چه ایرادی دارد؟ این کلمه خود معانی زیادی را پوشش می دهد که در نوع خودش جالب توجه است .مثلا

غول دو بازی می کنم هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

چشام همش دنبال غول دو است.

 مشکل غول دو دارم  و ……

و اصطلاحات من درآوردی از این دست که نمونه های فراوانی از آن رایج شده است.

ب) مشارکت ها:

* گرداننده و یا سخن ران و یا دوستی در حال مشارکت است و در طی مشارکت اش مثلا به طول پاکی اش اشاره می کند که خیلی بالا و یا پایین است و یا بحرانی را پشت سرگذاشته اما پاکی اش راهم حفظ کرده است. هنوز در اواسط مشارکت خود است که صدای ماشاالله و بارک اله از هر طرف به گوش می رسد انگار نه انگار که در ابتدای جلسه گرداننده از همه خواسته که در حین مشارکت دوستان به هیچ عنوان صحبت یکدیگر را قطع نکنیم و گفته شده فقط با بلند کردن دست اجازه بگیرید و صحبت کنید با این مثلا تشویق ها و تحسین ها ضمن این که رشته ی کلام از دست مشارکت کننده، خارج می شود به وجدان گروه که خواهان نظم و ترتیب است، هم بی اعتنایی می کنیم من خیلی از جلسات را می شناسم که طبق رأی وجدان گروهی خود حتا بعد از اتمام مشارکت هم به به و چه چه نمی گویند و فقط سکوت می کنند. هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

*  بد و بیراه گفتن و تیراندازی و استفاده از الفاظ رکیک که می تواند بر اعضا  و تازه واردان به صورت های زیر تأثیر منفی بگذارد:

*  تازه وارد جوان و کم سن و سالی را در نظر بگیرید که با هزار آرزو و امید به جلسه آمده و با شنیدن این الفاظ به خود می گوید: این جا دیگر کجاست قرار بود من به جلسه ای با جو روحانی بروم. من به عنوان یک تازه وارد در جستجوی چیز تازه ای هستم. این حرفا را که خودم جدیدتر و بدترش رو بلدم!

*  تازه واردی که خود با این الفاظ و اصطلاحات آشنا است، با آمدن به چنین جلسه ای، چیز جدید و صحبت تازه ای نمی شنود و چه بسا با جلسات خداحافظی کند. در نظر داشته باشید افکار فرد تازه وارد فقط منتظر یک تلنگر است تا او را از جلسات دور کند. باز هم تکرار می کنم که این ها همه به صورت دست آویز ممکن است یک بیمار تازه وارد را از ما دور کند. هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

*  فراموش نکنیم که موقعیت همه ی اعضا یکسان نیست. این طور نیست که همه از نظر مالی به آخر خط خود رسیده باشند و یاهمه به زندان رفته باشند و یا از همسرانشان جدا شده باشند. بنابراین ما اعضای انجمن معتادان گمنام طیف گسترده ای از اقشار گوناگون هستیم و خیلی از مسائل باید در جلسات رعایت شود تا افراد گوناگون سرخورده نشوند و احساس تفاوت نکنند .مبادا که قرار را برقرار، ترجیح دهند.

*  اصل همسانی فقط برای کارتن خواب ها نیست. یک جلسه ی NA باید همه طیف ها را جذب کند چون بلای اعتیاد هیچ مرزی نمی شناسد و مختص گروه خاصی نیست. تحصیل کرده و بی سواد، پول دار و فقیر، زن و مرد کوچک و بزرگ و خلاصه هر فردی می تواند درگیر این بیماری باشد.

*  صحبت کردن در جلسه با ادبیات اعتقادی:

استفاده از الفاظ و عبارت های اعتقادی، ممکن است تازه واردی را که دارای عقاید متفاوتی است ،فراری دهد و باعث شود که گروه در جذب تازه وارد و در امر مهم پیام رسانی اش موفق نباشد. این موضوعی است. که در متون NA به طور صریح به آن اشاره شده است. هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

* نحوه ی مشارکت:

مشارکت کردن اعضایی که به قول خودمان، حال شان بد است. به صورت های زیر می تواند اشکال ایجاد کند. قبل از ذکر این موارد باید بگویم که قبول دارم که مشارکت حق مسلّم هر عضو NA است. اما اگر هر فردی با این بهانه که چون حالش بد است هر چه دلش خواست می تواند تحت عنوان مشارکت بگوید، بدون شک این کار دارای عواقب نا گواری هست:

دوست تازه واردی را در نظر بگیرید که با یک دنیا امید به NA و جلسات آمده و می شنود که دوستی با پاکی بالا، به زمین و زمان و جلسات و بچه های NA بدو بیراه می گوید و کل فضای جلسه را تحت تأثیر مشارکتش قرار داده است، آن تازه وارد بعد از این مشارکت،بار بعد با چه حالی و با چه امیدی باید به جلسات بیاید خود را در بدو ورودمان به NA در نظر بگیریم که فکر خراب، انکار بیماری و دستاویز مرتب به ما نهیب می زد که اینجا هم کار نمی کند و فقط منتظر یک جرقه بودیم که دیگر نیاییم توجهی دوستان را به مصاحبه ای که همین مجله با «تام »در مورد نحوه مشارکت در شماره ی دهم انجام داده بود جلب می کنم .هم چنین یک مقاله ی خوب هم در این مورد، در شماره ی دوم به چاپ رسیده است. باز هم می گویم، درست است که مشارکت از حال خراب حق مسلّم همه ی اعضای انجمن است. اما بهتر است بلافاصله در دنبال مشارکت بگوییم که کجای کارمان می لنگد. کدام اصل را فراموش کردیم کدام قسمت برنامه را جدی نگرفته ایم که به این حال و روز افتادیم و در نتیجه دوباره بيماري مان عود کرده است تا باور تازه واردان در هم شکسته نشود و احتمالا چه کردیم که حالمان بهتر شد. هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

 ج ) اعلام پاکی ها:

در مورد اعلام به موقع پاکی ها به اندازه کافی شما در مجله صحبت کرده اید و به نظر من بهترین کار این است که پاکی ها طبق فرمتی که در اختیار گرداننده است اعلام شود. به این ترتیب ما می توانیم، نظم، حوصله، وقت شناسی احترام به فرمت جلسه و … را تمرین کنیم به عنوان آخرین مطلب من فکر می کنم که تشویق هایمان باید یکسان باشد و از گفتارهای اضافی نیز پرهیز شود. اگر چهره های خاصی را به خاطر رفیق بازی و آقاجون بازی بیشتر تشویق کنیم، ممکن است این ذهنیت را در تازه وارد ایجاد کنیم که ما فقط دوستانمان را حسابی تحویل می گیریم به نظر من دوستان لغزشی و تازه وارد هم باید همانند دیگران تشویق شوند بارها مشاهده شده فردی که بعد از لغزش دوباره به جلسه آمده و بیست و چهار ساعت اعلام پاکی کرده با تشویق های پرملات !هلهله گونه مواجه شده و چه بسا این کار مرا که همیشه به دنبال تأییدهای آن چنانی هستم، وسوسه کند .که مثلا دو ماه پاکی زمان زیادی نیست بهتر است مصرف کنم تا حسابی تشویق شوم خود من درسه ماهگی دچار همین توهم شدم و با خود گفتم وای خدای من اگر ری لکس کنم چه تشویقی می شوم ولی راهنمایم گفت برای تشویق بیشتر نیازی نیست که لغزش کنی. اگر خیلی دنبال تشویق پرسر و صدا و چرب و چیلی هستی هنگام اعلام پاکی از گروه بخواه تا تو را بیشتر تشویق کنند!! مطالب بالا نظرات شخصی من بود. برای همه ی شما آرزوی موفقیت می کنم و دوست تان دارم.

مجله پیام بهبودی. بهار 1387

هر, روز قراری دوست داشتنی,سهم بهبودی,ادبیات معتادان گمنام,وجدان گروهی na,همسانی در na

Views: 456

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!