می خواهم شکرگزار باقی بمانم

می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA

من بیش از 25 سال است که با برنامه NA  آشنا هستم، در سال ۱۹۸۹ م (۱۳۶۸ ه . ش) شکست خورده و ناتوان ، با داشتن تمایل برای پیمودن هر مسافتی ، به انجمن آمدم، خوشحالم از اینکه از آن زمان تا به حال اجبار به مصرف نداشته ام.

یکی دو هفته پیش من پاسخگوی خطوط تلفنی انجمن بودم و تماسی را که یک دختر خانم داوطلب از مرکز بازداشت غرب استرالیا گرفته بود، پاسخ دادم.

جوانی ایرانی که در آن جا بازداشت بود، یک تکه کاغذ که حاوی واژه NA بود را بدست این دختر خانم داده و از طریق مترجم و با التماس از او خواسته بود، ترتیب ملاقات او را با یکی از اعضای NA بدهد.

من از شنیدن این خبر هیجان زده شدم، چون در ساختار خدماتی منطقه خدمت دارم، می دانستم که سه عضو ایرانی، به تازه گی و با هماهنگی قبلی با کمیته خدماتی، جلسه ای را در پارکی در غرب سیدنی شروع کرده اند، به همه اطلاع رسانی کردیم که اگر کسی فارسی صحبت می کند با ما تماس بگیرد.

سرانجام در یکی از جلسات خدماتی ما خدمت گزاری خبر داد که یکی از اعضای گروه خانگی اش، فارسی صحبت می کند، جمعه گذشته ایمان را در پارکینگ مرکز بازداشت ملاقات کردم و به اتفاق کلیر، دختر خانمی که با ما تماس تلفنی گرفته بود برای دیدن علی به این مرکز رفتیم.

على به من اجازه داده که در این جا بخشی از داستانش را بازگو کنم ، علی چهارده سال پیش برای اولین بار در ایران وارد انجمن شد، علی چهار ماه پاک ماند، پس از آن برای چند سال دیگر به مصرف مواد ادامه داد،  چند هفته پیش او را در مرکز بازداشت کرده بودند ،علی به سن پاکی هشت سال رسیده است ، او یکی از اعضای انجمن جهانی معتادان گمنام است.

علی در استراليا بازداشت شده و به قرارگاهی در جزیره کریسمس برده شد، جایی که هفت ماه در حبس بود و قادر نبود با هیچ کس بیرون از این مرکز بازداشت صحبت کند، پس از اولین ملاقات ما با علی، کلیر توضیح داد، تکه کاغذ حاوی واژه NA را که علی به او داده بود، کاملا مچاله شده و حروف نوشته روی آن کج و معوج و تقریبا ناخوانا بودند.

على این تکه کاغذ را در سفر طولانی خود از ایران به اینجا آورده و در دست کلیر گذاشته بود، او در این مدت منتظر بوده و دعا می کرده که شخص مورد اعتمادی پیدا کند تا در وهله اول بتواند گمنامی خود را نزد او بشکند و سپس از وی درخواست کمک کند. می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA

کلیر گفت: نمی توانست به راحتی نگاه های التماس آمیز علی را فراموش کند، جلسه اول ما خیلی احساساتی بود و چشمان همه مان اشک آلود شده بود، علی گفت: « دیگران در این مرکز بازداشت دعا می کنند از این زندان آزاد شوند تا مشروب خواری کنند و به دیگر لذت ها برسند، من دعا می کردم تا آزاد شوم و به یک جلسه NA راه یابم و یا کسی از NA به دیدنم بیاید».

دیروز من و ایمان به همراه دو عضو دیگر انجمن به نام های جودی و گلن به دیدن على رفتیم و هشت کارت تولدی را که اعضای سه تا از گروه هایمان امضاء کرده بودند، به همراه یک سکه هشت سالگی، یک چیپ مشکی و به طور خارق العاده ای یک کتاب پایه فارسی به او دادیم.

نشریات فارسی را  یکی از اعضا در جلسه ای به من داد، او می گفت گروه خانگی اش این نشریات خارجی را که به زبان ناشناسی نوشته شده اند و معلوم نبود چطور به ایشان واگذار شده بودند، در اختیار داشته است. می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA

ما همه از ته دل خندیدیم، صدای خنده ما آن قدر بلند بود که زندان بان ها چندین بار به جلسه ما سرکشی کردند، تصوّر نمیکنم چنین خنده هایی در این  مرکز بازداشت شنیده شود .

اعضای انجمن هم در این جا و هم در دیگر مناطق استرالیا بسیار تحت تأثیر داستان زندگی علی قرار گرفته و درباره آن مشارکت کرده اند، من فقط می خواستم قسمتی از این داستان فوق العاده را با همه شما در میان بگذارم.

علی می داند که او در قلب ماست و برایش دعا می کنیم، او می داند که هیچ گاه تنها نیست، یک گروه هفت نفره از اعضا مرتب به دیدن علی می روند، علی توضیح داد، تلاطمی که در ذهن و فکر خود احساس می کند، فقط با مشارکت و گفتگو با معتادان دیگر آرامش می یابد.

انجمن معتادان گمنام یکی از خارق العاده ترین گروه های مردمی است که من تا به حال افتخار آشنایی و عضویت در آن را داشته ام، علی از شما برای پذیرفته شدن با آغوش باز در خانواده مان، تشکر می کند.

می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA
من از NA به خاطر حمایت همیشگی اش تشکر می کنم، شما سالها حاشیه امنیت من بوده اید، زمانی که من در موارد مختلفی مانند تعادل، برقراری رابطه، آرامش و … نیاز به کمک دارم، به جلسات NA می روم.

من از اعضای تازه وارد شنیده ام که NA مانند سوپی برای روح ماست که هنگام ابتلا به بیماری روحی، حال ما را بهتر می کند، وقتی این را شنیدم به خودم گفتم، بله! من اینجا هستم که کاسه ی سوپم را دریافت کنم.

هر طور که می خواهید این را بیان کنید ، ولی اگر در جلسات NA بر روی من باز نبود، من اکنون زنده نبودم و مشغول لذت بردن از زندگی و گاهی پایداری در برابر مشکلات آن نبودم و سنتها..!

تا آنجا که به من مربوط می شود، آنها دلایل اصلی باقی ماندن من در جلسات NA هستند.

می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA
هفته پیش یکی از اعضای گروه که به دیدن علی رفته بود، می گفت: «پیش از این خدمت می گرفتم تا سپاسگزاری خود را نشان دهم، اما اکنون فهمیده ام که خدمت می کنم تا سپاسگزار باقی بمانم.»

تجربه اخیر من درباره این خدمت به خصوص، تأثیر عمیقی روی من و سپاسگزاریم نسبت به NA گذاشت، یک سپاسگزاری که با هر چه بیشتر پاک ماندن و خدمت کردن من در این انجمن، پیوسته در حال افزایش است .

می خواهم شکرگزار باقی بمانم,چشمان اشک آلود معتاد,مشارکت و گفتگو با معتادان,سپاسگزاری نسبت به NA

منبع : سو . کِی ؛ استرالیا

 

Visits: 27

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!