گذر از بحران در دوران بهبودی

گذر از بحران در دوران بهبودی
گذر از بحران در دوران بهبودی
17 دی 1404

بحران‌ها عیار واقعی بهبودی ما را نشان می‌دهند و فرصتی هستند برای تمرین عمیق‌تر پذیرش، ارتباط و رشد روحانی.


کیفیت بهبودی ما در شرایط عادی و شرایط بحرانی بسیار متفاوت است. زمانی که همه‌چیز بر وفق مراد است، انجام اصول برنامه نیز راحت‌تر به نظر می‌آید؛ اما وقتی شرایط بحرانی مانند بیماری‌های صعب‌العلاج (مثل کرونا)، شکست عاطفی، شکست مالی، جنگ، سیل و زلزله و… پیش می‌آید، بهبودی ما نیز به‌طور جدی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

آیا در بحران‌ها باید تسلیم خواست و اراده خداوند باشیم؟ چگونه می‌توان با عواقب سنگینی که دارند روبه‌رو شد؟ آیا خروجی تسلیم، حفظ آرامش و خونسردی و ترس به دل راه ندادن است؟ آیا پذیرش خواست خداوند همیشه با آرامش همراه است؟
باید بگوییم خیر. گاهی ما با وجود تمام نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و ناامیدی‌هایی که داریم، تسلیم می‌شویم و خواست خداوند را می‌پذیریم؛ که البته باید بابت تمام ترس‌هایمان به خودمان حق بدهیم، چون گاهی شرایط واقعاً ترسناک و دلهره‌آور است؛ آن هم ترس‌هایی از جنس واقعیت.

اما به‌جز پذیرش دلشوره‌ها و نگرانی‌های به‌حق‌مان، برای گذر از بحران‌ها اقدامات دیگری نیز می‌توان انجام داد.
در گذر از بحران‌ها، یکی از مهم‌ترین نکات، مواجهه درست با احساسات‌مان است. نوشتن احساسات و مطرح‌کردن آن‌ها با راهنما و دوستان بهبودی کمک می‌کند تا ضمن سبک‌تر شدن، بتوانیم احساساتی که مبنای واقعی دارند را از احساسات غیرواقعی و خودمحورانه تفکیک کنیم. چرا که به‌واسطه بیماری اعتیاد، ذهن ما به‌سرعت شروع به تولید ترس‌های غیرواقعی، جلو بردن در زمان و بزرگ‌نمایی وقایعی که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند می‌کند.

بدترین لحظات عدم سلامت عقل ما زمانی است که درون ما با بیرون ما هم‌خوانی ندارد. بسیاری از مواقع، یا بحران را انکار می‌کنیم یا برعکس، آن را بزرگ‌نمایی می‌کنیم. به همین دلیل، در ایام بحران برای تحمل احساسات ناگوار، باید بیشتر کمک بگیریم و نسبت به آن‌ها هوشیارتر باشیم؛ چون به‌تنهایی نمی‌توانیم از پس آن‌ها برآییم.

گاهی نیز «سایه رنج» از خود رنج برای ما دردسرسازتر است؛ این‌که با خود می‌گوییم: «چرا ما؟ ما که مستحق تحمل این شرایط نبودیم. ما که آدم‌های خوبی هستیم.»
بله، ممکن است واقعاً مورد ظلم واقع شده باشیم، اما ابتدا باید شرایط به‌وجودآمده را بپذیریم تا بتوانیم از آن عبور کنیم؛ چون این شرایط اتفاق افتاده و گریزی از آن نیست و سپس به سایر مسائل بپردازیم.

از طرف دیگر، برای تحمل فشار بحران، باید زندگی «فقط برای امروز» را بیشتر تمرین کنیم. فکر کردن به آینده و عواقب بحران می‌تواند فلج‌کننده باشد. بله، ما می‌ترسیم؛ اما به هر حال باید حرکت کنیم، حتی اگر فقط برای یک ساعت یا یک دقیقه.

انجام برنامه‌های روزانه و متعهد ماندن به نظمی که همیشه داشته‌ایم (هرچند به‌طور نسبی)، در شرایط بحرانی بسیار کمک‌کننده است. انجام برنامه بهبودی، ورزش، حفظ رژیم غذایی، مطالعه و… اگرچه در دوران بحران سخت‌تر است، اما وقتی علی‌رغم احساسات‌مان آن‌ها را انجام می‌دهیم، اوضاع بهتر می‌شود.

موضوع مهم دیگر، برقراری ارتباط با دیگران و داشتن چتر حمایتی از روابط سالم است. همان‌طور که در کتاب «پاک زیستن، سفر ادامه دارد» آمده است:
«بهبودی، روابط است.»

تماس بیشتر با دوستان بهبودی، دوستان خارج از برنامه، حضور پررنگ‌تر در جمع خانواده و اقوام و به‌طور کلی داشتن روابط اصولی، کمک می‌کند احساس بهتری داشته باشیم. دشمن ما در همه شرایط، به‌ویژه شرایط بحرانی، باقی ماندن در انزواست.

خدمت کردن در این دوران، در هر شکل، هر میزان و هر جایگاهی، بسیار مؤثر است؛ چون خدمت کمک می‌کند از خودمان خارج شویم و کمتر دچار خودمشغولی و نگرانی شویم.

در نهایت، نمی‌توان نادیده گرفت که در دوران بحران، همه‌چیز شکل و فرم دیگری به خود می‌گیرد و انجام هر کاری سخت‌تر می‌شود. اجرای اصولی مانند تسلیم، پذیرش، ایمان، عشق و… نیز دشوارتر از همیشه است.
به قول کتاب «پاک زیستن»:
«ایمانی که به ما کمک کرد تا زندگی موفقی بسازیم، ممکن است برای حفظ و حمایت این موفقیت در موقعیت‌های بحرانی کافی نباشد. ما به نوعی تازه از تسلیم نیاز داریم تا به پاکی و رشد خود ادامه دهیم.»

رشد روحانی می‌تواند گیج‌کننده و ترسناک باشد و بحران‌ها شاید دردهای لازم برای این رشد باشند.
از زاویه‌ای دیگر، شاید بتوان گفت در بحران‌ها، بهبودی ما محک می‌خورد و عیار آن مشخص می‌شود؛ در این موقعیت‌ها معلوم می‌شود تا چه حد مجری اصول روحانی بوده‌ایم و تا چه حد فقط توصیف‌کننده آن‌ها.

برگرفته از نشریه پیام بهبودی / سال بیست و یکم / شماره 85 


لینک کوتاه: https://nairan.org/fa/b/382619
خودخواهی

خودخواهی

قبلی
رفتن به دنیای سیاهی

رفتن به دنیای سیاهی

بعدی