همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس

همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس


همایش کیتو اکوادور

همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس

۸،۹،۱۰آگوست ۲۰۲۰

برابرباشنبه ۱۸،۱۹،۲۰مردادماه ۱۳۹۹

همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس

آرشیو: 

 

حضور

دیروز دوستی در برنامه با من تماس گرفت تا خبر فوت یکی از اعضای NA را بدهد. جزئیات مرگ هنوز مشخص نبود ولی به نظر می رسید به نوعی به بیماری اعتیاد مربوط می شود. در طی دو روز ، این دومین تماسی بود که فوت یک عضو NA را اعلام می کرد.

می توانستم احساس کنم که قدرت از زانوهایم رفته و بدنم ضعیف شده است. به دلیل گمنامی برنامه در ژاپن ، بسیاری از اعضا از نام های مستعار استفاده می کنند ، بنابراین من باید با دوست دیگری تماس می گرفتم تا از نام دقیق متوفی مطمئن می شدم.

بعد از اینکه این تماس را گرفتم و از نام او مطمئن شدم ، فهمیدم که واقعا مهم نبود که او کیست. یک عضو NA ، عضو NA است و ما همگی متعلق به یک خانواده بزرگ هستیم.

مدتی بعد در همان روز ، من مطلع شدم که مراسم کوچکی در قسمت نگهداری مردگان ایستگاه پلیس برگزار می شود و ما می توانیم در آنجا دعا کنیم و بخورهای معطر هدیه دهیم.

من سر کار بودم و کارم هنوز تمام نشده بود. از عضو دیگری خواهش کردم تا از طرف من بخور معطر را اهدا کرده و سلام و احترام مرا به سایر اعضا و خانواده متوفی برساند. ولی همانطور که به خانواده NA مان فکر می کردم ، تصمیم گرفتم به مراسم بروم. همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس

آسمان ، تیره و تار بود . همانطور که رانندگی می کردم ، متوجه شدم مدت های طولانی است که من به هیچ دلیلی به ایستگاه پلیس نرفته ام. ترس من از پلیس ( که ترس خیلی بزرگ من بوده تقریبا از بین رفته است. به طرف بالای تپه ای راندم که آنجا رنگین کمان بزرگی از میان ابرها می درخشید. در یک لحظه ، هم می خندیدم و هم گریه می کردم.

زمانی که به ایستگاه پلیس رسیدم ، یک عضو دیگر NA هم رسید. از بودن او در آنجا بسیار سپاسگزار شدم چون احساس ناراحتی می کردم. ما به محوطه پشت ایستگاه ، جایی که جنازه در آنجا بود رفتیم. زیاد حرف نزدیم. لازم نبود زیاد حرف بزنیم. سایر اعضا هم آنجا بودند. می توانستم قدرت برادرانم ، خانواده ام و این اعضای NA را حس کنم. بعضی از اعضا را به خوبی می شناختم و چهره بعضی دیگر برایم آشنا بود.

امکان نداشت من بتوانم به تنهایی از پس ماجرای دیروز بربیایم. می دانم که تنها نیستم. به خاطر پاکی ام ، بسیار سپاسگزارم. می توان در فراز و نشیب های معمول زندگی و مصیبت های وحشتناک آن ، پاک ماند. آرزو می کردم کل ماجرا هرگز اتفاق نیفتاده بود ولی می دانم که مسئولیت دارم آنجا حضور داشته باشم و قوی باشم. فکر می کنم سایر اعضا به من تکیه می کنند و من به آنها.

همایش کیتو اکوادور,بیماری اعتیاد,یک عضو NA,خانواده NA,ترس من از پلیس

منبع: مجله راه NA

 

Visits: 13

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!