پیام ما امید، وعده ما آزادی

پیام ما امید، وعده ما آزادی
پیام ما امید، وعده ما آزادی
15 آبان 1404

سفری از تاریکی اعتیاد تا روشنی بهبودی؛ ۸۱ روز پاکی و تولد دوباره با پیام امید و آزادی.


اکنون که در حال نوشتن این نامه هستم، ۸۱ روز است که پاکم.
انجمن معتادان گمنام موضوع مهمی به من آموخت: دیگر مجبور نیستم با ذلت زندگی کنم، در باتلاق اعتیاد دست‌و‌پا بزنم، اشک‌ها را جاری کنم و دل‌ها را به درد بیاورم. این انجمن، امید را در من زنده کرد؛ امیدی که به واسطه‌ی آن توانستم خوشبختی و زندگی بدون مواد مخدر را تجربه کنم و آن را به دیگران و خانواده‌ای که سال‌ها از آن‌ها گرفته بودم، هدیه دهم.

در آغاز، لازم می‌دانم از خدمتگزاران فصلنامه‌ی پیام بهبودی بابت انتقال تجربه‌های تلخ و شیرین و تلاش صادقانه‌شان تشکر کنم. پاکی و بهبودی‌ام را مدیون این مجله‌ام. زمانی که هنوز در حال مصرف مواد بودم، به طور اتفاقی در یک مغازه چشمم به این مجله افتاد. بی‌اختیار صفحاتش را ورق زدم و مطالبی خواندم که اشک از چشمانم جاری کرد. احساس کردم این نوشته‌ها دقیقاً برای من نوشته شده‌اند.

نمی‌دانم دقیقاً چه اتفاقی در آن لحظه افتاد، اما همان‌جا تصمیم گرفتم در جلسات بهبودی شرکت کنم. از صاحب مغازه که خود عضوی از انجمن معتادان گمنام بود، اطلاعاتی درباره‌ی جلسات گرفتم و به لطف او راه انجمن را پیدا کردم. پس از پیوستن به انجمن و شرکت منظم در جلسات، فهمیدم تا زمانی که خودم به خودم کمک نکنم، هیچ‌کس نمی‌تواند به من کمک کند. بنابراین مسیر بهبودی را انتخاب کردم و هر زمان که احساس نیاز به راهنمایی داشتم، دست یاری به‌سوی راهنمایم و دوستان بهبودی دراز کردم.

من یک معتادم و بیماری‌ای به نام اعتیاد دارم. پس خود را موظف می‌دانم در جلسات شرکت کنم، مشارکت داشته باشم، احساساتم را بپذیرم و تجربیاتم را صادقانه به اشتراک بگذارم. دیگر لازم نیست افکار و احساسات بیمارگونه مرا نابود کنند. اکنون از دنیایی پر از درد، رنج و تحقیر، به انجمنی قدم گذاشته‌ام که پیام امید و وعده‌ی آزادی از اعتیاد فعال را می‌دهد.

با خود عهد بسته‌ام پیرو اصول و رهنمودهای برنامه باشم و اگر لیاقتش را داشته باشم، برای دیگر معتادانی که هنوز در عذاب‌اند، حامل پیام شوم. دیگر خودم را سرزنش نمی‌کنم و با پاک ماندن، تلاش می‌کنم فردی مفید برای انجمن و اطرافیانم باشم.

در پایان، بدون اغراق می‌گویم هر لحظه که پاک زندگی می‌کنم، خود را مدیون اصول ساده‌ی برنامه و کسانی می‌دانم که با عشق آن را به من هدیه داده‌اند. از خداوند سپاسگزارم که راه نجات را نشانم داد و از تمام کسانی که پیام برنامه را زنده نگه می‌دارند، قدردانی می‌کنم.

برگرفته از نشریه پیام بهبودی / سال بیست و یکم / شماره 83 / تابستان 1404


لینک کوتاه: https://nairan.org/fa/b/382610
این خبر را به اشتراک بگذارید:
صندلی ات را تغییر بده

صندلی ات را تغییر بده

قبلی
مسیر دور، دل نزدیک

مسیر دور، دل نزدیک

بعدی