مقالات

نغمه حیات در شاهرگ من
نغمه حیات در شاهرگ من

گفتم: شنیده ام شب اول پارسال که منو کنار تیر چراغ برق کاشتی، خودت هم پشت دیوار کتابخانه تا صبح بیدار ماندی و مواظب من بودی که تمایل و صداقت مرا ببینی و هم این که نکنه وسوسه شم و برم بزنم! سکوت کرد. پس حقیقت داشت و من احمق! چه فکرها و حرف ها که پشت سرش نزده بودم. حالا فهمیدم چرا چشم هایش آن طور قرمز بود. قضاوت نابجا یکی از همون مارهای گزنده گذشته ام بود که تجربه اش کرده بودم.

خیزش آگاهی
خیزش آگاهی

از محل جشن زدم بیرون، کنار پیاده رو قدم می زدم که دیدم مرتضی پشت سرم آمد بیرون. کمی باهم حرف زدیم حرف های مرتضی محرک و موجب انگیزه مجددم بود قدم زنان در حالی که به صحبت هایش گوش می دادم به پارکی رسیدیم که بچه های انجمن بعد از جلسه جمع می شدند. از بیماری ام آگاهی های جدیدی می یافتم.

تیر چراغ برق
تیر چراغ برق

شب جشن تولد دو تا از بچه های خوب انجمن بود. همه جمع شده و شادی می کردند و بعد از تقدیم هدیه تولد، تبریک می گفتند. اون شب من دمغ بودم، حال خوشی نداشتم، بیشتر از بی حوصلگی آمده بودم جشن بچه ها، راستش را بخواهید برای بار دوم بود که لغزش میکردم یک بار دو ماهگی و این بار پنج ماهگی والان هم 12 روز بود که توی لغزش بودم راه گزیده شدنم را فهمیده بودم و سعی می کردم روی آن تمرکز کنم که دوباره گزیده نشوم.

من و سایه ام
من و سایه ام

می گن بچه های این انجمن دست هیچ کس رو پس نمی زنن. همیشه آماده ان تا به یک معتاد، کمک کنن. به را هم از جون مایع می ذارن آخه خودشون این سختی ها رو کشیدن. به سایه اجازه خونمایی نمی دن. پر از عشق و صفان، خوش آمدگو دارن. شنیدم وقتی خودتو معذفی می کنی برات دست می زنن و در آغوشت می گیرن. خیلی عجیبه. مگه ممکنه یه چنین جایی وجود داشته باشه که معتاد رو به این راحتی بپذیرن. ولی دوست دارم اخرین راه حل رو هم امتحان  کنم امروز می رم شما فکر میکنین چی می شه؟ به نظرتون کار منم درست می شه؟

این دردِ قابل سپاسگزاری من
این دردِ قابل سپاسگزاری من

با اینکه فقط چند ماه  از نویسندگی من برای نشریه ان.اِی تایمزِ آریزونا می‌گذرد، اما انگار یک عمر است که مشغول این کار بوده‌ام.

معجزه زندگی در قدم اول
معجزه زندگی در قدم اول

دریافتم که لغزش فرایند است حادثه نیست و برای به وقوع پیوستن آن یک سلسله مراحل احساسی، عاطفی و رفتاری لازم است که انسان تحت فشار روحی و روانی قرار گیرد و کلافه شود و مجدداً مصرف کند.

آیا کسی سرگذشت مرا باور میکند
آیا کسی سرگذشت مرا باور میکند

آیا کسی سرگذشت مرا باور میکند؟,وابستگی افراطی,خود کم بینی افراطی,نبوداعتماد به نفس,دوران لوکس طلایی

گندم‌های سوخته
گندم‌های سوخته

اگر بچه های انجمن NA نبودند حالا باید برای من فاتحه می دادید. بیایید قبل از تباه شدن زندگی به NA به پیوندید. اواسط سال ۶۷ بود که به وسیله ی خودم و پاره ای از دوستان با دیو اعتیاد آشنا شدم. حرکت من لاک پشتی شروع شد ولی خیلی زود سرعت گرفت.

فروتنی
فروتنی

فروتنی,ابزار پاکی,خیر بهبودی,خویشتن پذیری معتاد,تمرین ازخودگذشتگی

آن چه قابل مشارکت‌ است
آن چه قابل مشارکت‌ است

یک جلسه‌ی معتادان گمنام از گروهی تشکیل می شود که دور هم جمع می شوند به یکدیگر کمک کنند تا از اعتیاد به مواد مخدر بهبودی پیدا کنند. راهی که ما پیدا کرده ایم و برای ما کار می کند، به وسیله ۱۲ قدم است که وقتی اجرا می شوند ما را به خداوند نزدیک تر کرده و به بهبودی ما کمک می کند.

خواب یا بیداری
خواب یا بیداری

خواب یا بیداری,تنهایی و انزوا,همایش سراسری ایران,شوق بهبودی,مهمانان na,

اعتياد وجه مشترك همگى ما است.
اعتياد وجه مشترك همگى ما است.

اعتياد وجه مشترك همگى ما است, هویت معتادان, آرزوی پاکی, رویای معتاد,

اصول معتادان گمنام قابل مصالحه نیستند
اصول معتادان گمنام قابل مصالحه نیستند

سادگى و شفافیت کلیدهاى پیام ما هستند. سنت ده نیز ساده و شفاف است. معتادان گمنام به تنهایى کفایت مى‌کند. وعده‌ی ما رهایى از اعتیاد فعال است. ما عقیده‌اى درباره‌ی مسائل خارجى نداریم و اجازه نمى‌دهیم که نام NA به مباحث اجتماعى کشانده شود.

ياد بگيريم چگونه زندگى كنيم
ياد بگيريم چگونه زندگى كنيم

ياد بگيريم چگونه زندگى كنيم, جایگاه NA, معتادان الگو, منافع بهبودی,

هويت حرفه اى خارج از جلسات
هويت حرفه اى خارج از جلسات

هويت حرفه اى خارج از جلسات, فضای جلسات, NA کلید رهایی, پیام رایگان NA,