لغزش به یک باره اتقاق نمی افتد
چون که داستان پاک ماندن در NA بر اساس تجربیات اعضای آن می ، در باشدصدد بر آمدم تا تجربه ی لغزش خود را که در ۲۲ ماه و ۲۲ روز پاکی برایم اتفاق افتاد نوشته، تا شاید حداقل برای یک عضو در این انجمن مفید واقع شود. من هم یک روز مانند تمام معتادان دیگر خیلی آشفته وارد انجمن معتادان گمنام شدم. کم کم احساس کردم که این انجمن جایی است که می توانم پاک شوم و یک زندگی دوباره را شروع کنم، با کمک اعضای قدیمی یک زندگی جدید را آغاز کردم
دنیا از آن من است
امروز من با خدمت کردن در ساختار گروهی، راهنمای معتادان دیگر شدن، رفتن به جلسات و از تجربه و امید خود صحبت کردن، دین خود را نسبت به انجمن ادا می کنم و در آستانه چهار سال پاکی در گوشه ای از این سرزمین پهناور، به دعا گویی شما مشغولم.
تجربه مرگ پیش از پایان زندگی
دیگر سر کسی کلاه نمی گذارم و سعی می کنم با خود و دیگران رو راست باشم. با قدم های ۱۲ گانه زندگی می کنم. بالاخره معنی خوشبختی را فهمیدم. من به کمک این برنامه خودم را شناختم و به خوشبختی رسیدم. من برای دوستانی که امروز درد دیروز مرا تجربه می کنند و به دنبال راه نجاتی هستند، آرزوی توفیق دارم.
سوگوار مرگ غرور
در حالی که قلبم به شدت می زد و زبانم به لکنت افتاده بود وارد جلسه NA شدم. چه صحنه های جالبی که ندیدم و چه حرف های قشنگی که نشنیدم. همه آنها از اعماق وجود من صحبت می کردند. گویی کسی به درون من سفر کرده بود و از انتهای وجودم لحظه به لحظه گزارش می داد.
روزهای آفتابی
یک شب توسط دوستی پیام انجمن را دریافت کردم. از او خواستم مرا به این انجمن ببرد. او گفت، به جلسه امشب نمی رسیم و فردا شب به جلسه خواهیم رفت. ولی من با اصرار فراوان دو پا را در یک کفش کرده بودم و مصرانه تقاضا داشتم همین الان به جلسه برویم. یکی نبود به من بگه این یک شب هم روی این ۲۵ سال! ولی من طاقت نداشتم. سر انجام وقتی دوستم اصرار بیش از حد مرا دید راضی شد و با هم به جلسه رفتیم.
وقتی که او بخواهد
مدت ۲۵ روز بود که برادرم با انجمن آشنا شده بود و پاک بود. او صحبت از جایی به نام " معتادان گمنام" می کرد که با وجود حرف های زیبا و تازه ای که برایم می گفت فکر معتادگونه من اجازه نمی داد، قبول کنم که او جایی متفاوت را پیدا کرده است.
معتاد خوشنام
و عجیب این که تا وقتی اعتیاد خود را انکار می کردم مصرف هم، ادامه داشت. با ادامه کارکرد قدم ها، متوجه شدم که من از روی بی ایمانی و باورهای غلط و خودخواهی، هیچ موقع نتوانسته ام تصمیم درستی بگیرم و همیشه میل و اراده شخصی ام، راهنمای من بوده که در این جا باید به فکر خود ایست بدهم و با رعایت اصل روحانی روشن بینی، آن چه را که برنامه می گوید، انجام دهم هر چند که بعضی اوقات با چارچوب های فکری من جور نباشد.
درک من از ارتباط با نیروی برتر درسنت دوم
فهمیدن اراده نیروی برتر و آگاهی از خواست او با تمرین و استمرار به دست می آید. این جمله از کتاب "چگونگی عملکرد" تكليف همه را روشن کرده است. تمامی ما در به منصه ظهور رسیدن یک رابطه آگاهانه با نیروی برتری که مطابق با درک خودمان باشد، با یکدیگر برابریم. هیچ شخص یا گروهی در فهمیدن اراده نیروی برتر انحصار ندارد.
هرلغزش یک پدیده آموزنده
هرلغزش یک پدیده آموزنده,پاکی مواد,ترک انواع مواد,دنبال مصرف مواد,ترک ناموفق
نحوه عملکرد و خط مشی دفتر خدمات جهانی شعبه ایران اعلام شد.
نحوه عملکرد و خط مشی دفتر خدمات جهانی شعبه ایران اعلام شد. (مربوط به سال 1384)
ما و تازه وارد
ما به تو تبریک می گوییم با وجود بی خوابی های دیشب، امروز صبح زود به عنوان اولین نفر در پشت در جلسه "حرکت صبح" حاظر بودی و حتی سرکار هم می روی، خدا قوت به جلسه معتادان گمنام خوش آمدی.
مدت زمان پاکی
در آن سالها با کمکهای راهنمایم و کسانی که مرا دوست داشتند صبر کردم تا در زمان خود به عضوی موفق و برنده در معتادانگمنام تبدیل شوم.
تسلیم در برابر چه چیزی
فرایند تسلیم را با تکرار « اراده و زندگی ام را به تو می سپارم ، مرا در بهبودی ام راهنمایی کن و به من نشان بده چطور زندگی کنم» شروع کردم. زمانی که شروع به گفتن این کلمات کردم، نه صاعقه ای بود و نه بوته ای فروزان، و نه حتی احساس آرامش فوری. بدون در نظر گرفتن اینکه هیچ نتیجه فوری حاصل نشد، کاری را کردم که راهنمایم گفته بود.
غیر ممکن وجود ندارد
بالاخره روزهاپشت سرهم سپری می شدو و پاکی من بیشتر می شد ولی چه باید کرد؟ من باید بر می گشتم به بوشهر حالا چه باید بکنم؟
خدمت کردن چه کاری برایم انجام داد
میخواهم توضیح بدهم خدمت کردن چه کمکی به من در زندگی بیرون از انجمن معتادان گمنام کرد. هر چند کلمات قادر نیستند بطور کامل آن را شرح دهند ، اما من سعی میکنم آنرا بگویم ؛ شنیده ام که خدمت در برنامه می تواند موجب عزت نفس شود، و من این را بدرستی درک کردهام.
آیا من آنجا حاضر خواهم بود
هنگامی که مشارکت می کنیم، به ما گفته شده که از تجربه خودمان بگوییم و این کار بدون استفاده از کلمه " من" غیرممکن است. فکر می کنم که درست است که به پرسیدن این سوال ادامه دهم که : " آیا این نفس است؟
شکوه، سادگی، وقار
عشق بلاعوض جزء برنامه و ذات اونهاست پس از کسی دلخور نباش! همه را ببخش. حتی اونایی که به تو بد کرده ان. این حرفارو از بچه های خودتون شنیدم. خداحافظ تا جلسه بعدی.

