چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد


چه باید کرد ؟

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

کتاب پایه :

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

برنامه خودتان را با برداشتن قدم اول که در فصل گذشته تحت عنوان چگونگى عملکرد از نظر گذشت آغاز کنید . وقتى که ما از ته دل عجز خود را در مقابل اعتیادمان کاملاً مسلّم بدانیم، قدم بسیار بزرگى در راه بهبودى خود برداشته ایم. بسیارى از ما در این مرحله هنوز کاملاً از راههاى گریز خود دست برنداشته بودیم، اما شما این فرصت را از دست ندهید و تا آن جا که ممکن است از اول کار را درست انجام دهید و سپس قدم دوم را بردارید و به همین ترتیب بقیه قدم ها را دنبال کنید. شما به مرور این برنامه را شخصاً درک خواهید کرد . اگر شما در بیمارستان، زندان، مرکز بازپرورى و یا امثال آن هستید و در حال حاضر مصرف را قطع کرده اید، می توانید این روال زندگى را با خیال راحت آزمایش کنید. پس از مرخّص شدن، برنامه روزانه خودتان را ادامه دهید و با یک عضو معتادان گمنام تماس بگیرید. شما می توانید از طریق نامه نگارى، تلفن و یاحضوراً این کار را انجام دهید، اما از همه بهتر این است که به جلسات ما بیائید تاجواب بعضى از مسائلى که هم اکنون آزارتان مى دهد را پیدا کنید. در صورتى که شما در مراکز یاد شده نیستید ، بازهم این مطالب در موردتان صدق می کند. امروز را قطع مصرف کنید . بسیارى از ما میتوانیم قطع مصرف را که به مدت طولانى غیر ممکن به نظر مى رسد ، به مدت هشت تا دوازده ساعت انجام دهیم. در صورتى که وسوسه و اجبار شدید باشد، هر پنج دقیقه خوددارى از مصرف را تمدید کنید. دقایق به ساعتها و ساعتها به روزها تبدیل میشوند و شما به تدریج کمر عادت را می شکنید و قدرى آرامش فکر پیدا میکنید. معجزه واقعى زمانى است که متوجه شوید نیاز به موادمخدر به طریقى برطرف شده و شما مصرف را قطع و شروع به زندگى کرده اید. قطع مصرف، اولین قدم ما در راه بهبودى است. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که با جسم و فکر آلوده به موادمخدر، این برنامه برایمان نتیجه اى داشته باشد. ما میتوانیم این کار را در هر جائى انجام دهیم، حتى در زندان و یا جاهاى مشابه ، فرقى نمی کند که چطور آن را انجام می دهیم، آیا به بیمارستان میرویم و یا بدون دارو ترک می کنیم و خمارى مى کشیم. مسئله مهم پاک شدن است.چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

آشنایى پیدا کردن و پرورش مفهوم خداوندى که براى خودمان قابل درک باشد، مسئله ایست که خودمان می توانیم آن را دنبال کنیم . براى بهبود طرز تلقى و دید خود نیز میتوانیم از قدم هاى این برنامه بهره بردارى کنیم . باید به خاطر داشت که فکر بکر خودمان باعث به وجود آمدن مشکلات مان شده است. ما متوجه میشویم که باید تغییر کنیم . بیمارى ما، فراتر از فقط مصرف موادمخدر بوده است ، بنابراین بهبودی مان نیز فقط در پرهیز از موادمخدر خلاصه نمیشود. بهبودى ، یک تغییر عملى و مداوم در عقاید و دیدگاه هاى ما در زندگى است. چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

توانائى رویاروئى با مشکلات ، از ملزومات پاک ماندن است. اگر ما در گذشته مشکلاتى داشته ایم به احتمال زیاد تنها پرهیز از موادمخدر نمیتواند آن ها را حل کند. احساس گناه و نگرانى ، می تواند ما را از زندگى در زمان حال باز دارد. انکار بیمارى وگریزگاه هاى دیگر ما را همچنان بیمار نگاه می دارد. بسیارى از ما احساس میکنیم که بدون موادمخدر هرگز ممکن نیست بتوانیم خوشحال زندگى کنیم. ما از ترسها و دیوانگی هاى خود رنج می بریم و احساس می کنیم که خلاصى از مصرف ممکن نیست . شاید از این بترسیم که در صورت پاک شدن، دوستان مان طردمان کنند . اینگونه احساسات براى معتادان خواستار بهبودى کاملاً طبیعى است. شاید ما ازحساسیت بیش از حد غرورمان در عذاب باشیم . تنهائى، افسوس و ترس از عادى ترین بهانه هاى ادامه مصرف میباشند . ناصادقى ، کوته بینى ، عدم تمایل ، سه دشمن بزرگ و اصلى ما هستند و خودمحورى ، ریشه اصلى بیمارى ماست. ما آموخته ایم که اعتقادات و عادت هاى قدیم هیچ کمکى براى پاک ماندن و زندگى بهتر به ما نمی کنند. در صورتى که ما دچار رکود شویم و همچنان به از خود راضى بودن مزمن و کشنده خود ادامه دهیم ، به نوعى، تسلیم عوارض بیماریمان شده ایم . یکى از مشکلات ما این است که آموخته ایم تغییر دادن دیدمان نسبت به واقعیات، به مراتب آسانتر از تغییر دادن واقعیات است. ما باید از این طرز تفکر قدیمى دست برداریم. ما باید با این حقیقت روبرو شویم که زندگى و واقعیات چه ما بخواهیم و چه نخواهیم بجلو می روند. ما فقط میتوانیم طریقه واکنش هاى مان و همچنین دیدى راکه نسبت به خود داریم تغییر دهیم. ما باید بپذیریم که تغییرات تدریجاً پدید می آیند و بهبودى ، یک جریان مداوم و استمرارى است . در طول حداقل نود روز اول بهبودى، شرکت در جلسات بطور روزمره عقیده بسیار خوبى است.

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

ما معتادان وقتى می بینیم دیگران هم مشکلات گذشته و حال ما را داشته اند ، احساس مخصوصى پیدا می کنیم. در آغاز، بجز شرکت در جلسات ،کار چندان مهم دیگرى نمی توان انجام داد. شاید ما نتوانیم حتّى یک کلام ، یک نفر و یا فکرى را از اولین جلسه خود بخاطر بیاوریم ، اما به وقت خود خواهیم توانست با آرامش از فضاى بهبودى لذّت ببریم . شرکت در جلسات به بهبودى ما استحکام می بخشد. در آغاز ممکن است به خاطر غریب بودن قدرى احساس ترس کنیم . بعضى از ما فکر می کنیم که به جلسات احتیاجى نداریم ، اما بهر حال در وقت ناراحتى به جلسات می رویم و حالمان بهتر میشود . جلسات ما را با گذشته خود در تماس نگاه می دارد ، اما مهمتر از آن به ما نشان می دهد که در بهبودی به چه جایگاهی میتوانیم برسیم . با شرکت مرتّب در جلسات ، به مرور به ارزش صحبت با معتادان دیگرى که مشکلات و اهداف مشترکى با ما دارند، پى می بریم.چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

ما می بایست دریچه قلب خود را باز کنیم و محبت و درکى را که تشنه آنیم، بپذیریم تا تغییر کنیم. وقتى ما با این انجمن و اصول آن خوب آشنا شویم و این اصول را به مرحله اجرا درآوریم، رشدمان آغاز میگردد. ما سعى خود را در مورد بدیهی ترین مشکلات خود بکار برده و از بقیه آن ها در می گذریم. ما کارهائى که در مقابل مان هستند را انجام میدهیم و همینطور که به جلو میرویم موقعیت هاى تازه اى براى اصلاح و بهتر شدن برایمان پیش خواهد آمد. در این راه دوستان تازه ما در انجمن، به ما کمک خواهند کرد. کوشش مشترک ما ، بهبودى است. ما با پاکى و در کنار هم با دنیا روبرو می شویم و دیگر مجبور نیستیم احساس کنیم که در بنبستى به تله افتاده ایم و سرنوشت مان در دست پیش آمدها و موقعیت ها است. داشتن دوستانى که سرنوشت ما برایشان اهمیت داشته باشد، مسئله بسیار مهمى است . ما جاى خود را در انجمن باز میکنیم و به گروهى که جلسات آن ما را در بهبودى کمک کند می پیوندیم . ما آنقدر در زندگى گذشته خود غیر قابل اعتماد بوده ایم که بیشتر اقوام و دوستانمان ، بهبودى ما را باور نکرده و تصور می کنند که دوام چندانى نخواهد داشت. ما به کسانى نیاز داریم که بیمارى ما را درک کنند و روند بهبودى را بفهمند . در جلسات، ما میتوانیم مطالب خود را با معتادان دیگر مشارکت کنیم.

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

سؤالاتمان را مطرح کرده و در مورد بیماری مان چیزهائى بیاموزیم . ما راههاى جدیدى براى زندگى یاد گرفته دیگر محدود به عقاید کهنه و قدیمى خود نیستیم. تدریجاً عادات سابق را با روشهاى تازه اى در زندگى خود عوض کرده و حاضر مى شویم که تغییر کنیم . به طور مرتّب به جلسات مى رویم . شماره تلفن یکدیگر را مى گیریم و بهم زنگ مى زنیم . نشریات انجمن را مطالعه مى کنیم و از همه مهمتر پاک مى مانیم. یاد مى گیریم که مکنونات خود را با دیگران به مشارکت بگذاریم . ما اگر به کسى نگوئیم که حال مان بد است، به ندرت ممکن است آن را حدس بزنند. وقتى ما دست خود را براى کمک دراز کنیم، مى توانیم آن را دریافت کنیم. ابزار دیگرى که براى تازه واردان وجود دارد، شرکت کردن در انجام امور انجمن است. با انجام این کارها مى آموزیم که برنامه بهبودی مان را در صدر قرار دهیم و در مورد مسائل دیگر سخت نگیریم. ما این کار را با درخواست کمک شروع مى کنیم و توصیه هاى دیگران در جلسات را، به معرض آزمایش مى گذاریم. براى ما خوب است که اجازه دهیم افراد گروه کمک مان کنند. ما هم در وقت خود، مى توانیم کمکى را که گرفته ایم، به دیگران بکنیم. ما مى آموزیم که خدمت به دیگران، ما را ازخودمان بیرون مى آورد. این کار را با اقدامات ساده اى مانند: خالى کردن زیر سیگارى ، چاى و قهوه درست کردن ، نظافت و آماده کردن محل برگزارى جلسات ، باز کردن در جلسات ، رهبرى جلسات و یا پخش نشریات انجمن شروع مى کنیم . انجام این کارها باعث مى شود که ما خود را جزئى از انجمن احساس کنیم . تجربه ما نشان مى دهد که داشتن یک راهنما و استفاده کردن از او به ما کمک مى کند. البتّه این یک رابطه دو طرفه است و به راهنما و تازه وارد، هر دو کمک مى کند مدت زمان پاکى و تجربه راهنمائى که انتخاب مى کنیم بیشتر باین بستگى دارد که در اطراف خود چه کسانى را در دسترس داریم. مسئولیت راهنمائى تازه واردان بر عهده گروه ها نیز قرار دارد. اگر چه این کار بدون تشریفات و بطور ضمنى انجام مى شود، اما نبض اصلى برنامه معتادان گمنام جهت بهبودى از اعتیاد است یعنى کمک یک معتاد به معتاد دیگر . یکى از عمیق ترین تغییراتى که در زندگى ما پدید مى آید در قلمرو روابط خصوصى ماست . اولین مرحله رابطه ما با دیگران ، معمولاً با راهنمای مان آغاز مى گردد. بعنوان تازه وارد، بهتر است کسى را که به رأى اش مطمئنیم و به او اعتماد داریم، پیدا کنیم. به نظر ما اعتماد به کسانى که از ما بیشتر تجربه دارند یک منبع قدرت است و دلیل بر ضعف نیست. تجربه ما نشان مى دهد که کار کردن قدمها، بهترین تضمین براى مقابله با لغزش است. راهنمای مان و دوستان ما مى توانند در مورد چگونگى کارکرد قدم ها ما را راهنمائى کنند و ما مى توانیم در مورد مفاهیم قدمها با آن ها صحبت کنیم. آن ها مى توانند بما کمک کنند که براى کسب تجربه روحانى زندگى کردن، طبق اصول قدمها، آماده شویم . کمک گرفتن از خداوندى که خود درک مى کنیم، باعث مى شود که درک عمیقترى از قدم ها پیدا کنیم. ما وقتى آماده شدیم، باید این راه جدید زندگى مان را به مرحله عمل بگذاریم. ما متوجه مى شویم که اگر بخواهیم این برنامه را با زندگى خود وفق دهیم کارى از پیش نمى رود و ما باید بیاموزیم که زندگى مان را با این برنامه وفق دهیم. ما امروز، در زندگى خود به دنبال راه حل هستیم و بدنبال گرفتارى نمى گردیم .چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

هر چیزى را که مى آموزیم عملاً به مرحله آزمایش مى گذاریم و هر یک از آن ها را که نیاز داریم نگه داشته و از بقیه در مى گذریم . ما متوجه مى شویم که با کارکرد قدمها ، ارتباط با نیروى برترمان ، صحبت با راهنماى مان و مشارکت با تازه واردان ، مى توانیم رشد روحانى کنیم . ما از قدم هاى دوازده گانه، بعنوان یک برنامه بهبودى استفاده مى کنیم . به مرور مى آموزیم که براى رفع مشکلات مان مى توانیم از نیروى برترمان کمک بگیریم . وقتى ما بتوانیم مشکلاتى را که زمانى باعث فرارمان مى شد ، با دیگران در میان بگذاریم ، احساس خوبى تجربه کرده و توانائى جویا شدن از خواست خدا را پیدا مى کنیم . ما اعتقاد داریم که نیروى برترمان از ما حمایت مى کند. در صورتى که ماصادقانه و به بهترین وجهى که مى توانیم سعى کنیم که به اراده او عمل کنیم، از عهده هر مسئله اى که در زندگى مان اتفّاق بیفتد برخواهیم آمد. جویائى از خواست نیروى برترمان ، یک اصل روحانى نهفته در قدم هاست. به کارگیرى قدم ها و اجراى این اصول باعث سادگى زندگى ما شده ، دید و طرز تلقّى کهنه ما را تغییر مى دهد . وقتى ما اقرار مى کنیم که اختیار زندگى مان از دستمان خارج است، دیگر احتیاجى به دفاع از عقایدمان نداریم . ما باید خود را به همین صورتى که هستیم بپذیریم. دیگر حتماً لازم نیست که همیشه در مورد همه چیز حق با ما باشد . وقتى ما این آزادى را به خود بدهیم، به دیگران هم اجازه اشتباه کردن خواهیم داد. به نظر مى رسد که آزادى براى تغییر، پس از پذیرش خودمان به وجود مى آید.چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

مشارکت با هم گروهان معتاد ، یک قسمت اساسى از برنامه ماست . این کمک را فقط یک معتاد مى تواند به معتاد دیگر بکند . کمکى که مى گوید برای ما هم همین اتفاق افتاد و من با آن این طور رفتار کردم ما با هر کس که خواهان روال زندگى ما باشد ، به جاى موعظه و قضاوت ، تجربه ، نیرو و امید خود را در میان مى گذاریم . اگر مشارکت در مورد تجربه هاى دردناک مان حتّى بتواند به یک نفر کمک کند، ارزش درد و رنج را داشته است. مشارکت در مورد این تجارب با خواستاران کمک، باعث تقویت بهبودى ما مى شود . ما اگر چیزى را که باید به مشارکت بگذاریم ، براى خود نگه داریم ، آن را از دست  می دهیم. کلمات ، تا به مرحله عمل در نیایند، هیچ ارزشى ندارند . ما رشد روحانى خود را وقتى باور مى کنیم که بتوانیم دست خود را براى کمک به سوى دیگران دراز کنیم . کمک هاى ما از طریق شرکت در کارهاى خدماتى و سعى در رسانیدن پیام بهبودى به معتادان دردمند اعمال مى شود . ما مى آموزیم که فقط با بخشش آن چه که داریم مى توانیم آن را حفظ کنیم . مطلب دیگرى که تجربه ما نشان مى دهد این است که بسیارى از مشکلات شخصى وقتى که از خودمان بیرون بیائیم و به محتاجان کمک کنیم ، از بین مى روند . ما تشخیص مى دهیم که یک معتاد بهتر مى تواند یک معتاد دیگر را درک کند . ما هر چقدر هم که کمک کنیم ، همیشه معتاد محتاج دیگرى در راه است. ما نمى توانیم اهمیت راهنمائى و توجه مخصوص به معتاد سر در گمى را که میخواهد قطع مصرف کند ، فراموش کنیم . تجربه به خوبى نشان مى دهد آن عده ازافرادى که مسئله راهنما بودن برای شان اهمیت دارد بهترین نتیجه را از برنامه معتادان گمنام مى گیرند . ما از مسئولیتهاى راهنما بودن با آغوش باز استقبال مى کنیم و آن را موقعیتى براى غناى تجربه شخصى خود در معتادان گمنام مى دانیم . کار کردن با دیگران ، تنها اولین گام شروع کارهاى خدماتى است . خدمت در معتادان گمنام به ما امکان مى دهد که مقدار زیادى از وقت خود را مستقیماً با معتادان دردمند در میان بگذاریم و همچنین بقاى معتادان گمنام را نیز تضمین کنیم . بدین ترتیب، با بخشش آن چه که داریم موفق به حفظ آن مى شویم.

چه باید کرد,قطع مصرف,انکار بیمارى, نود روز,اول بهبودى,معتاد

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!