عشق نوعى از بينش و فراست است

عشق نوعى از بينش و فراست است


عشق نوعى از بينش و فراست است

عشق نوعى از بينش و فراست است, گرایش معتاد, نشاط در NA, درخشش معتادان,

عشق يك كلمه‌ى توأم با عمل است. عشق در عمل، خود را به اشكال متفاوت نشان مى دهد، بعضى اوقات به صورت در آغوش گرفتنى گرم، و بعضى اوقات با گفتنِ حقيقتى سرد و تكان دهنده. زمانى كه از روى عشق عمل مى كنيم و انگيزه و گرايش ما عشق است، اين حالت ما به خوبى معلوم است. اين مسئله‌ى مهمى است، زيرا ما و كسانى كه اطراف مان هستند به خوبى آن را احساس مى كنيم. ما مى توانيم از آن لذت ببريم تا به معناى واقعى كلمه باعث نشاط ما شود. زمانى كه بالاخره باور مى كنيم كه مى توانيم عاشق باشيم و همين طور مورد عشق ديگران قرار گيريم بدون اين كه آزار شويم، آن گاه قادر خواهيم بود تا از ارتباط مان با ديگران و دنياى اطراف مان بهره بردارى كنيم و لذت ببريم.

پاك ماندن براى مدتى طولانى به اين معنى است كه نه تنها بهبودى به وقوع مى پيوندد، بلكه زندگى كردن نيز امكان دارد. ما رشد مى كنيم و پير مى شويم، تشكيل خانواده مى دهيم، تغيير شغل مى دهيم و جهان گردى مى كنيم؛ فقط به خاطر اين كه پاك هستيم و زنده. ما در مى يابيم كه خوش حالى و نشاط احساسى درونى است، يك تجربه‌ى روحانى كه توسط بهبودى قوى تر مى شود. ما درك مى كنيم على رغم هر اتفاقى كه خارج از ما بيفتد، شادى و نشاطِ درونى ما مى تواند ادامه يابد. يكى از اعضا مشاركت مى كرد: ” من احساسات خود را مى پذيرم و از اين طريق احساس آسايش مى كنم، زيرا مى دانم كه آن ها جزئى از وجود من هستند. من زنده بودم. هر قدر هم كه احساس مى كردم ممكن است همه چيز از هم بپاشد اما ايمان داشتم كه پايان كار نخواهد بود. من مى دانستم كه در دنيا مطلقاً هيچ چيز مهم نيست، جز عشق. من زمان زيادى را در عاشق نبودن تلف كرده بودم.”

عشق نوعى از بينش و فراست است. بصيرتى است كه كمك مى كند تا زمانى كه هيچ حرفى براى گفتن نيست، ما كلمات صحيح را بر زبان بياوريم و به ما مى گويد چه زمانى بايد قدم پيش بگذاريم يا پا پس بكشيم. ما زمانى كه حقيقت را بر زبان مى آوريم، عشق را احساس مى كنيم. زمانى كه تحت اراده ى نيروى برترمان هستيم، به طور طبيعى حامل پيام هستيم و همين طور پيامى كه نياز به شنيدن آن داريم را دريافت مى كنيم. اگر نقص هايى كه راه ما را سد مى كنند بر طرف نمائيم، آن گاه تبديل به كانالى هموار جهت توزيع عشقى كه ما را احاطه كرده، خواهيم شد. ما از عشقى كه بزرگ تر از ما است، بهره مند مى شويم و در مى يابيم كه قادر به انجام كارهايى هستيم كه هرگز فكرش را هم نمى كرديم. ما شروع به درخشش مى كنيم.

ضرب المثلى درباره‌ى بهبودى هست كه مى گويد هرقدر جلو تر مى رويم، جاده باريك تر مى شود. اين تا اندازه‌اى حقيقت دارد. تمايل ما براى تكرار اشتباهات گذشته كم تر مى شود، و بيش تر اوقات حواس مان است كه از روى تصميم آنى عمل نكنيم. اما اين پايان ماجرا نيست. بلكه مانند اين است كه داريم از درون يك قيف عبور مى كنيم: ابتدا راه  تنگ تر و ناخوشايندتر مى شود، به محض اين كه شروع به عادت كردن به شرايط جديد زندگى مى كنيم، بدون هيچ هشدارى ناگهان همه چيز باز مى شود و ما رها مى شويم؛ ديگر جاده تنگ نيست، برخى اوقات به نظر مى رسد كه ديگر اصلاً جاده اى وجود ندارد. ما با ضرب آهنگ خاص خود حركت مى كنيم و به سرعت و مسيرى كه مناسب حال ماست، دست خواهيم يافت. اين سفرى درونى است و هرگز پايان نمى يابد. ما به ياد گيرى و رشد ادامه مى دهيم و روش هاى جديدى براى زندگى و استفاده از تجربه‌ی خود جهت كمك به ديگران پيدا مى كنيم. مهم نيست كه چه مدتى است پاك هستيم، هنوز جا براى آموختن و چيزهاى بيش ترى براى مشاركت وجود دارد. قدم اول  ما را در مسير آگاهى، وصل بودن و آرامش قرار داده است. ما چيزهاى زيادى فراتر از پرهيز از مصرف به دست آورده ايم. آذوقه اى بى انتها از اصول در اختيارمان قرار گرفته تا ما را در سفر زندگى راهنمائى كند.

در قدم سه، ما تصميم گرفتيم كه اراده‌ى مان را به نيرویى برتر از خودمان بسپاريم، كه در قدم يازده به گونه‌اى تحول يافته به ما باز گردانده مى شود. يأس و سر خورده گى كه زمانى در مخمصه‌اى گرفتار بوديم، احساس مى كرديم راهى را براى ما باز كرد تا اشتياق پيدا كنيم، به ديگران اهميت دهيم و همين طور مشاركت، بخشش و رشد كنيم. در حالى كه ما زمانى حتى توانِ سر زنده نگه داشتن خود را نداشتيم، حال در زندگى خود فعال هستيم و به ديگران خدمت مى كنيم؛ كه خود نيز از نتايج آن شگفت زده هستيم. ما با وقار، درست كارى و سپاس گزارى زندگى مى كنيم و مى دانيم كه هميشه امكان بهتر شدن براى مان وجود دارد.

 هر قدر پيشرفت را در خود و ديگر اعضا شاهد باشيم، ايمان ما بيش تر مى شود. چيزى كه در ابتدا راهى براى خروج به نظرمان مى رسيد، حال راهى براى ورود پيش روى ما گذاشته، ورود به زندگى كه تصورش را نمى كرديم، ورود به شادى، اميد و رشدى كه هرگز متوقف نمى شود. مابه بهتر شدن ادامه مى دهيم. ما به كشف راه هاى تازه‌اى براى زندگى، آزادى و مسيرهاى جديدى براى كاوش ادامه مى دهيم. ما در انجمن به صورتِ تنى واحد سفر مى كنيم و راه را براى كسانى كه ممكن است بعدها به ما بپيوندند هموار مى سازيم. مهم نيست كه چه مقدار از راه را پيموده ايم و چه مقدار راه باقى مانده است، تا زمانى كه پاك زندگى كنيم، سفر ادامه دارد.

عشق نوعى از بينش و فراست است, گرایش معتاد, نشاط در NA, درخشش معتادان,

 عشق: قسمت دوم، صفحه هاى ٢٩٩،٣٠٠،٣٠١،٣٠٢،

عشق نوعى از بينش و فراست است, گرایش معتاد, نشاط در NA, درخشش معتادان,

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!