سادگی انجمن معتادان گمنام,شکوه انجمن معتادان گمنام,وقار اعضاء انجمن معتادان,دوسال پاکی,درس پاکی

شکوه، سادگی، وقار

سادگی انجمن معتادان گمنام,شکوه انجمن معتادان گمنام,وقار اعضاء انجمن معتادان,دوسال پاکی,درس پاکی

 به هر حال به پارک رسیدیم و همان تیر چراغ برق!

به مرتضی گفتم: این هم تولد چهارم! با دست تاریخ تولدش را که روی تنه اش کنده شده بود به مرتضی نشان دادم 81/3/31 تیر دوساله بود. دوباره نگاهی به قامت بلند و ایستاده اش کردم که درس استقامت و صبر را عملاً نشان می داد. شکوه همراه با سادگی به نمایش درآمده بود. همین جا بود که بغضم ترکید و اشکم جاری شد!

مرتضی متوجه حال من شده بود کمی عقب تر ایستادم و ما دو تا دوست را با هم تنها گذاشت. آخه در دوران کارتن خوابی ما هر شب کنار هم بودیم. توی گرما و سرما!

من و تیر. از درون حس کردم تیر هم باهام حرف می زند. او گفت: سلام، تولد تو هم مبارک! پاشو! اشک هایت را پاک کن، سرت را هم بالا کن! سادگی انجمن معتادان گمنام,شکوه انجمن معتادان گمنام,وقار اعضاء انجمن معتادان,دوسال پاکی,درس پاکی

با این که من یک سال تمام هر شب شمع تو بودم اما امشب چهره ات از من هم روشن تر شده، نگاهت چه برقی داره.

کجا رفت آن رنگ کسالت و تاریکی؟ چه کردی با یأس و نومیدی؟ حالا تو چراغ راه تازه واردی. تا هنوز هم، من و تیر و مرتضی با هم هستیم از تیر، درس صبر، مقاومت و شکیبایی و از مرتضی و هزاران مرتضای دیگه انجمن، درس پاکی، عشق، محبت، ایثار و فداکاری را فرا می گیرم. سادگی انجمن معتادان گمنام,شکوه انجمن معتادان گمنام,وقار اعضاء انجمن معتادان,دوسال پاکی,درس پاکی

وقتی از تیر چراغ برق جدا شدیم حس کردم فریاد زد: هی! من هر روز این بچه ها را می بینم! به اونا عادت کرده ام.

عشق بلاعوض جزء برنامه و ذات اونهاست پس از کسی دلخور نباش! همه را ببخش. حتی اونایی که به تو بد کرده ان. این حرفارو از بچه های خودتون شنیدم. خداحافظ تا جلسه بعدی.

پایان…!

منبع: مجله پیام بهبودی شماره چهارم زمستان 84

سادگی انجمن معتادان گمنام,شکوه انجمن معتادان گمنام,وقار اعضاء انجمن معتادان,دوسال پاکی,درس پاکی

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!