زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم

زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم

“یادم می‌آید که وقتی ۲۱ سال پاکی داشتم، فقط دلم می خواست تا بمیرم. دردِ احساسیِ شدیدی را تجربه می‌کردم اما از اینکه در جلسه‌ی گروهِ خانگیِ خود مشارکت کنم و احساسم را بگویم می‌ترسیدم. من بالاترین پاکی را در ناحیه‌ی خود داشتم و چند تن از رهجوهایم نیز از اعضای جلسه‌ی خانگی من بودند. این مثال را شنیده بودم که میگفتند” نمی‌توان هم خراب کاری کرد و هم آبروداری”؛ در نهایت غرورم را کنار گذاشتم و احساسِ واقعی خود را مشارکت کردم. فکر می‌کردم که رهجو هایم از این مشارکت خجالت زده شوند و مرا ترک کنند، اما در عوض دو رهجوی جدید پیدا کردم که خواستار آن چیزی بودند، که من داشتم. دلیلش را به خود شما وامیگذارم!”
زمان هایی وجود دارد که تجربه‌ی ما ممکن است برای رهجوی مان مفید نباشد و او با مسئله ای دست به گریبان باشد که ورای دانش ما است. در اینگونه شرایط باید بگوییم:《 من نمیدانم》؛ یا وقتی که قادر نیستیم به رهجوهای مان کمک کنیم آن‌ها را به سراغ کسانی بفرستیم که می‌توانند. ما نمی خواهیم در مورد چیزی که تجربه ای در آن نداریم، راهکار دهیم.  سال پاکی, پیشنهاد رهجو,بهبودی بیشتر,حقیقت قدم ها,منافع راهنما,زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم
در ضمن خود ما نیز می توانیم برای گرفتن تجربه و راهکار در مورد روبرو شدن با این مسائل سراغ دیگران برویم به این شرط که گمنامی و اعتماد رهجوی خود را حفظ کنیم. پیشنهاد دادن به رهجو در مورد اینکه کجا می تواند کمک بگیرد به این معنی نیست که ما راهنمای ناموفقی هستیم. درست برعکس، به این معنی است که ممکن است ما همیشه ندانیم که چه چیز برای رهجوهای مان بهتر است اما می‌توانیم همیشه نقطه‌ی اتکایی برای شان باشیم و به آنها اطمینان دهیم که تنها نیستند.  سال پاکی, پیشنهاد رهجو,بهبودی بیشتر,حقیقت قدم ها,منافع راهنما,زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم
” زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم تا راهنمایش باشم، در اصل تعهدی نسبت به او، خودم و بهبودی در کُل برای خود ایجاد می کنم. من این کار را نه از طریق نصیحت کردن بلکه به صورت مشارکت تجربه، نیرو و امیدم در صمیمانه ترین سطح از درکِ متقابل انجام میدهم. این کار با《 خوب گوش کردن》آغاز می‌شود”
اگر مطمئن نباشیم که چگونه باید جواب سوال یا درخواست رهجوی مان را بدهیم، می‌توانیم به سُراغ راهنمای خود برویم. ما در روند تصمیم گیری ها تنها نیستیم. در اینجا زنجیره‌ی بهبودی به بهترین شکل خود دیده می شود_ کمک یک معتاد به معتاد دیگر و…_ بیشتر اوقات متوجه می شویم که راهنمای ما دقیقاً جواب درست را به ما میدهد .
یکی از بزرگترین چالش ها به عنوان راهنما ممکن است میل به حفاظت از رهجوی‌مان از تجربیات دردناک زندگی باشد. باید آگاه باشیم که نقش ما به عنوان راهنما حفاظت از رهجوی‌مان در مقابل زندگی نیست بلکه کمک به آنها در استفاده از اصول برنامه برای زندگی کردن در تمام ابعاد است.
من به رهجو هایم میگویم که رُشد میتواند دردناک و بعضی مواقع همراه با احساسِ ترس و تنهایی باشد. مثل این می ماند که بخواهیم چرخ‌های کمکیِ دوچرخه‌ی کودکی را باز کنیم. من نمی توانم همیشه به دنبال دوچرخه بدوم تا از افتادن شما جلوگیری کنم. تنها کاری که از دست من بر می آید این است که کمک کنم تا بلند شوید و تشویق تان کنم که دوباره سعی خود را بکنید.”  سال پاکی, پیشنهاد رهجو,بهبودی بیشتر,حقیقت قدم ها,منافع راهنما,زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم
برای اکثر ما، راهنما شدن منافع و برکات زیادی به همراه دارد. زیرا راهی است برای وصل ماندن بهNA، خدمت کردن و صمیمیتِ عمیق ما فرصت مشارکت در بیدار شدن روح یک عضو دیگر را پیدا می کنیم. رابطه‌ی راهنما و رهجو می‌تواند به یک ارتباط سالمِ توأم با احترام و گاه دوستیِ بسیار عمیق منتهی شود. هر رابطه خصوصیات خاص خود را دارد. ممکن است با بعضی از رهجو های خود صمیمی تر از بقیه باشیم ولی باید تلاش کنیم تا بهترین سعی خود را در هر رابطه به کار گیریم و مطمئن باشیم که برای همه به یک اندازه در دسترس هستیم و با همه‌ی آنها یکسان رفتار کنیم.
” من به چند دلیل مهم با رهجوهایم خیلی نزدیک و صمیمی نمیشوم. با آن ها تنها در رابطه با بهبودی سر و کار دارم و نه به عنوان بهترین دوست، مشاور تجاری، وام دهنده‌ی پول، یا مشاور خانوادگی و غیره. مهم است تا آنها بدانند که تنها علاقه‌ی من بهبودی آن ها است. این به آن ها نیز قابلیت صادق بودن با من را می‌دهد و اینکه بدانند لازم نیست از ترسِ قضاوتِ من به حرف‌ها و مسائل خود رنگ و لعاب بزنند و بر روی آن سرپوش بگذارند. در ضمن، باور این که تنها مسئله‌ی مورد توجه من بهبودی آن ها است به ایشان توانایی گوش دادن به گفته های مرا در مورد خیلی مسائل می‌دهد.”
“قبل از اینکه با رهجویم قدم کار کنم، دعا می کنم و خداوند را دعوت به حضور در این تجربه می کنم. لازم است به یاد داشته باشیم که خداوند بالاترین و نهایی ترین نیرو است. من از او درخواست خِرد، دانش و شهامتِ دیدنِ حقیقتِ قدم ها را می کنم تا بهبودیِ بیشتری حاصل شود. بعد از کارکرد قدم دعا می کنم و از خداوند به خاطرِ فرصتِ دیگری که برای بهبودی- با به کارگیری اصول- در اختیار ما قرار داد تشکر می نماییم. شگفت آور است که ما همگی تا چه حد می‌توانیم فقط با کارکرد این ۱۲ قدم پیشرفت کنیم!”
راهنما شدن دریچه‌ی قلب ما را می گشاید، ما یاد میگیریم که خودمان را خیلی جدی نگیریم. ما واقعیت های زندگی را که شامل: لذت، غم، شادی، افسردگی، شهامت، ترس، حقیقت، نیرنگ، تولد و مرگ میشود با رهجوهای خود مشارکت می‌کنیم. از طریقِ سادگیِ برنامه‌ی معتادان گمنام برای ما مقدور است که زندگیِ آزاد را ورای دست نیافتنی ترین رویاهای خود تجربه کنیم.

سال پاکی, پیشنهاد رهجو,بهبودی بیشتر,حقیقت قدم ها,منافع راهنما,زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم
کتاب راهنما و رهجو گزیده مطالب (از صفحه ۹۲تا۹۶)

سال پاکی, پیشنهاد رهجو,بهبودی بیشتر,حقیقت قدم ها,منافع راهنما,زمانی که درخواست کسی را قبول می‌کنم

وب‌ سایت رسمی انجمن معتادان گمنام :  https://nairan.org

نرم‌ افزار آدرس جلسات : http://Meeting.nairan.org

تالار گفتگوی معتادان گمنام ایران :  https://nairan.org/forum

آموزش ثبت‌نام در تالار گفتگو : https://nairan.org/?p=354704

دفترچه تلفن خدماتی نواحی : https://nairan.org/phone

اپلیکیشن آدرس جلسات : https://nairan.org/?p=354277

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!