رهاسازی کارهای وحشتناک

رهاسازی کارهای وحشتناک


رهاسازی کارهای وحشتناک

رهاسازی کارهای وحشتناک, عشق معتادان, عشق به بهبودی, فرای اعتیاد, 

وقتی برای مدتی پاک می مانیم و روابطِ بلند مدتی ایجاد می‌کنیم، نوعی از امنیت که قبلاً فکرش را هم نمی کردیم، تجربه خواهیم کرد. ما یکدیگر را بهتر از هرکسی می شناسیم. ما نظاره گر رشد و گذران عمر یکدیگر بوده ایم و در خطوط چهره یکدیگر می‌توانیم خوشی‌ها و مشکلاتی که با هم پشت سر گذاشته ایم را بخوانیم. ما ممکن است بعضی اوقات به طرز شگفت‌انگیزی با یکدیگر نزدیک باشیم و بعضی اوقات نیز از هم دور شویم، اما همین که می دانیم یکدیگر را داریم باعث می شود تا کمتر در این دنیا احساس تنهایی کنیم. عمیق ترین عشق و اتصالی را حس می‌کنیم که تاکنون تجربه کرده‌ایم.

عشقی را که در بهبودی تجربه می کنیم، شدید و زیباست. ما یاد می گیریم که دیگران را به شدتی که تاکنون تجربه نکرده ایم دوست داشته باشیم، نه تنها همدردان معتاد خود را بلکه همین طور خانواده و اطرافیان مان را. اکثر ما در دوران مصرف از عشق فراری بودیم. افرادی هم که ما را دوست داشتند فقط باعث شرمندگی ما می شدند. غرق در خود -مشغولی بودیم و هیچ چیز برای مان کافی نبود، عشقی که دیگران به ما داشتند برای نیازها و مطالبات روزافزون ما هرگز کافی نبود. اگر کسی به ما مهربانی می‌کرد، برای مان اهمیت قائل می‌شد یا از ما حمایت می‌کرد، از او سوء استفاده می کردیم. بعضی از ما در خانواده ای معتاد بزرگ شده ایم، یا در شرایط دیگری بزرگ شدیم که هرگز امکان تجربه عشق را نداشتیم، یا اگر هم عشقی بود آنقدر در نوسان بود که آموختیم به آن اعتماد نکنیم.

 روابط دائم در حال گسترش و تحول هستند و ما به خاطر این که روابط مان رشد می کنند و عمیق تر می شوند، به طور مستمر در قلمروهای جدیدی قرار می‌گیریم. البته همیشه اشتباه نیز خواهیم کرد. این که قادر باشیم اشتباه خود را تشخيص دهیم، آن را اصلاح کنیم و به راه خود ادامه دهیم، هدیه‌ای از طرف قدم ده است که به ما یاد می دهد که چگونه از این که مشکلات کوچک به مشکلات بزرگ تبدیل شوند، جلوگیری کنیم. ما درگیر این باور هستیم که به اندازه ی کافی خوب نیستیم. مشکلات کوچک در روابط می تواند این احساس را که نالایق، غیرقابل دوست داشتن و بی ارزش هستیم را بزرگ نمایی کند.

حتی پس از سال ها پاکی بین اجتناب از پذیرش مسئولیتِ یک مشکل، با این باور که همه چیز تقصیر ماست به طور متناوب در نوسان هستیم. تسلیم ما را از این احساس که دائم باید در حال جبرانِ کارهای وحشتناک خود باشیم، رها می سازد. ما می توانیم به نقش خود بپردازیم، تسلیم شویم و باقی را رها کنیم. پذیرشِ اینکه ما نیز اشتباه  می کنیم و اشتباه کردن به معنی پایان دنیا یا پایان یک رابطه نیست، همگی جزئى از کنار آمدن ما با انسان بودن خود است.

ما می توانیم صادقانه در باره ی  خود مشارکت کنیم. زیرا فرای اعتیادمان ، ما نیز یک انسان هستیم، یعنی : عضوی از جامعه که هم استعداد و توانایی دارد و هم عیب و نقص. ما ظرفیت دوست داشتن و دوست داشته شدن را داریم و می توانیم برای دیگران اهمیت قائل شویم و به سعادت و کامیابی ایشان کمک کنیم. در این فرایند ما با خود، اعضا انجمن و نیروی برترمان رابطه برقرار می کنیم. ” در انتها، اتفاقی که می‌افتد این است که احساس دوست داشته شدن می کنم درحالی که یاد می گیرم روابط صادقانه داشته باشم. بدون هیچ راز یا سوء استفاده‌ای. با احساس امنیت در عشق انجمن، یخِ قلب من آب می شود.”

رهاسازی کارهای وحشتناک, عشق معتادان, عشق به بهبودی, فرای اعتیاد, 

پاک زیستن فصل پنجم روابط: رفاقت صفحه١٦١،١٦٠،١٥٩

رهاسازی کارهای وحشتناک, عشق معتادان, عشق به بهبودی, فرای اعتیاد, 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!