توانایی مشارکت افکارمان

توانایی مشارکت افکارمان


توانایی مشارکت افکارمان

توانایی مشارکت افکارمان, اصول اصلیNA, همدلی در NA,معتادان با عشق,

«من از دست راهنمایم خیلی دلخور می‌شدم، زمانی که فکر می کردم او در تعهدش نسبت به کار کردن با من بی مبالاتی نشان می‌دهد. من بارها و بارها این را به او گفتم تا او در نهایت از من خواست که ترازنامه‌ای راجع به او بنویسم. این کار فرآیند شگفت انگیزی برایم بود. من راجع به همه چیز نوشتم، چرا او را انتخاب کردم، چرا با او ماندم، چرا او باعث عصبانیت من می شود، چه چیزی را در او دوست داشتم و درباره اینکه چه چیزی برایم کار می‌کرد و چه چیزی کار نمی‌کرد. سپس با یکدیگر مهربانانه و پخته در مورد همه‌ی آن نوشته‌ها بحث کردیم. او مشارکت کرد که با راهنمایش در موقعیت مشابه بوده و مجبور شده همین کار را بکند. دیگر احساس ناامیدی و تنهایی نمی‌کردم. با واقعی شدن و صادق شدن با او رابطه‌ی ما توانست ادامه یابد و رشد کند‌.»

چگونه قدم ها را کار میکنیم؟

 زمانی که دوازده قدم را کار می‌کنیم یاد می‌گیریم چگونه در مسیری روحانی قدم برداریم. توانایی ما در مشارکت افکارمان در مورد اصول روحانی با فردی دیگر، هدیه ی ارزشمند بهبودی است. کمک به رهجو های‌مان در کارکرد قدم ها، روحانیت ما را غنی‌تر می‌سازد. به روش‌های مختلف این اصول، اجزای اصلی بنا نهادن و حفظ روابط سالم با نیروی برترمان، خودمان و یک انسان دیگر است.

«راهنمایم کمک کرد تا ببینم که روابطم با مردها در گذشته برایم مشکلات زیادی به بار آورده است. او به من کمک کرد تا تصمیم بگیرم که از روابط رمانتیک اجتناب کنم تا زمانی که قدم‌هایم را کار کنم و رابطه با نیروی برترم را به عنوان اولین و مهمترین رابطه در زندگی بشناسم.»

«در ابتدا کار کردن قدم چهار و پنج با راهنمای جدیدم مشکل به نظر می‌رسید. قبلاً قدم‌ ها را با دو راهنمای قبلی خود کار کرده بودم و احساس پویای آزادی را به دست آورده بودم. اما هنوز زندگیم زیر نفوذ تایید طلبی و آرزوی من برای پذیرش عمومی در برنامه بود. مجبور بودم برای حمایت، همدلی و عشق بی قید و شرط به راهنمای جدیدم و نیروی برتر تکیه کنم تا بتوانم یک ترازنامه‌ی جستجوگرانه بنویسم . هنوز کلمات راهنمایم در سرم است که می گفت: (خودِ) قدیمی‌ات را رها کن تا برود… جای بیشتری نیاز داری تا (خودِ) جدیدت بتواند بیاید.»

بهبودی یک تجربه‌ی بسیار شخصی است. به عنوان راهنما هر یک از ما روش خاص خود را در کار کرد قدم ها با رهجو‌های‌مان پیدا کرده‌ایم.

«هر وقت رهجویی داشته باشم که سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد، از نوار صوتی استفاده می‌کنم. اول، از او می خواهم که نوار صوتی کتاب پایه را گوش کند. بعد بر روی نوار توضیح می‌دهم که انتظار دارم رهجویم چگونه قدم را کار کند. بعد از او می خواهم که جواب های خود را بر روی نوار ضبط کند. او می تواند همیشه نوار را از اول گوش دهد.  به همین دلیل است که من چگونگیِ کارکرد را نیز بر روی نوار توضیح می دهم.»

فرایند کارکرد قدم‌ها، اعتماد ما به یکدیگر را آسان‌تر می کند. بعضی از ما دریافته‌ایم که مشارکت باز و صمیمی بین راهنما و رهجو کلید ایجاد این اعتماد است. برملا کردن صادقانه‌ی مکنونات قلبی توسط راهنما می‌تواند کمک کند تا رهجو به راهکارهای راهنمایش اطمینان بیشتری پیدا کند.

«برایم سخت بود تا به رهجوهایم بگویم: من هم بعضی از ترس‌ها و خجالت هایی که آنها دارند تجربه کرده‌ام. فکر می‌کردم که باید همیشه احساس و اعمالم خوب و کامل باشد. فقط از طریق حرف زدن با راهنمایم بود که فهمیدم ایرادی ندارد اگر فروتنی و صداقت کافی داشته باشم؛ تا 《خودِ واقعی‌ام》 را به رهجو هایم نشان دهم. ضربه پذیر بودن به همراه خود مقداری ریسک نیز دارد. و من یاد گرفته ام که کارکرد ۱۲ قدم به راهنما و رهجو -هردو- کمک می کند تا درک و اعتماد متقابل را افزایش دهند.»

بعضی از ما در می‌یابیم که بیان بیش از حد جزئیات شخصی، هنگام کارکرد قدم با رهجوها می‌تواند باعث خدشه به نقش راهنما شود. ما نباید مشکلات شخصی خود را بر سر رهجوهای‌مان بریزیم. قسمتی از توسعه‌ی رابطه‌ی راهنما و رهجو در تشویق آنها برای مشارکت تجارب‌شان است. هر رابطه‌ی راهنما و رهجو منحصر به فرد است و ما باید مشخص کنیم که چه چیزی برای ما بیشتر کار می کند.

«برقراری یک رابطه‌ی راهنما و رهجویی جدید همیشه برای من آسان نیست. تشویق رهجو هایم برای مشارکت صادقانه و آزادانه، گاهی اوقات چالش بزرگی است. بعضی وقت‌ها مثل این است که دارند دندانم را می کِشند. اما زمان و تجربه به من آموخته که حوصله و عشق، کلید گشودن قفل دهان‌ها و قلب‌های بسته است.»

«به عنوان تازه‌ وارد من برای دریافت حمایت به راهنمایم تلفن می‌زدم و او وقت زیادی را به صحبت درباره‌ی خودش می‌گذراند، به طوری که من فرصت نمی‌کردم نیازهایم را بیان کنم یا سؤالم را در مورد قدم ها از او بپرسم. به هرحال صبر من تمام شد و راهنمای دیگری گرفتم. تنها تاسف من این است که در مورد یأس و سرخوردگی خود در آن زمان صحبتی نکردم.»

توانایی مشارکت افکارمان, اصول اصلیNA, همدلی در NA,معتادان با عشق,

راهنماورهجو – ص 110-106

توانایی مشارکت افکارمان, اصول اصلیNA, همدلی در NA,معتادان با عشق,

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!