تفاوت هايمان و نقاط مشترك

تفاوت هايمان و نقاط مشترك


تفاوت هايمان و نقاط مشترك

تفاوت هايمان و نقاط مشترك, مشارکت معتادان, اصول NA, سادگی NA,

زمانى كه ما زندگى روحانى داشته باشيم، در بهبودى و مشاركت مان ملاك ما آگاهى و همدلى است .لازم است ما تجربه ی خود از اين سفر را بيان كنيم و به راحتى درباره ی آن مشاركت نماييم. زياد مهم نيست تا نام افراد يا اماكنى را كه در اين مسير سرِ راه ما قرار گرفته اند را بيان كنيم. وقتى كه ياد بگيريم تا درباره ی احساسات و تجربه ی خود بدون نام بردن از كسى يا چيزى مشاركت كنيم، به آزادى كه گمنامى در بر دارد پى مى بريم. آنگاه متعجب مى شويم از اينكه چقدر نقاط مشترك با كسانى داريم، كه به نظر مى رسد مسير روحانى متفاوتى را مى پيمايند. زمانى كه شروع به درك اين مسئله مى كنيم كه سفر هاى ما چقدر با يكديگر شباهت  دارند، در مى يابيم كه تفاوت هايمان مى توانند در طول اين سفر به ما كمك كنند، بجاى اينكه بين ما سد و مانع ايجاد نمايند.

توصيف تجربه ی روحانى و بيان آن با لغات، كار مشكلى است. زيرا براى بيان چيزهاى ناديده و تجارب روحانى، كلمات عادى قاصر هستند. اصولأ زبان و كلماتى كه ما در اختيار داريم تا درباره ی تجربه روحانى خود صحبت كنيم، از جاهاى ديگر به عاريت گرفته شده است. ما به تمرين نياز داريم تا اين زبان را مال خود كنيم. زمانى كه ما در حال تقلا هستيم تا لغات لازم را براى توصيف تجربه ی خود پيدا كنيم، آخرين چيزى كه به آن نياز داريم اين است كه كسى به ما بگويد  داريم اشتباه مى كنيم.

براى بعضى از ما باور اين موضوع كه انجمن معتادان گمنام‌ (NA ) مى تواند با فقرِ ايمان ما تطبيق پيدا كند، خود يك خيز به سمت ايمان است. وقتى ما به كسى كه در حال دست و پا زدن است، كمك مى كنيم از خود مشغولى رها مى شويم. وقتى كه بخشنده باشيم، ديگر نمى توانيم حريص باشيم. هيچ محدوديتى براى بهبودى اعضائى كه اصول انجمن معتادان گمنام (NA)را  تمرين مى كنند، وجود ندارد.

چه آن را اصول روحانى بناميم، چه نه. هيچكس نمى تواند ما را قضاوت كند يا به ما بگويد باورهاى مان درست است يا غلط. مسئله مهم اين است كه ما تمايل داريم تجارب ديگران را با روشن بينى بپذيريم و تجربه ی خود را به مشاركت بگذاريم؛ بدون آن که سعى در ترغيب ديگران براى قبول تجربه ی مان بعنوان واقعيت و حقيقت داشته باشیم. چيزى كه يكى از ما را پاك نگه مى دارد، ممكن است براى ديگرى كار نكند. خيلى ساده، ما آن چيزى را كه براى مان كار كرده به مشاركت مى گذاريم.

زمانی که در میان تفاوت ها، توجیه ها و قید و بندها گرفتار می شویم، به سادگی فراموش می کنیم که اصلاً چرا در انجمن معتادان گمنام ( NA) به دنبال روحانیت هستیم. کتاب پایه خیلی ساده به ما یاداوری می کند که “از طریق اصول روحانی، درد و رنج زندگی را تخفیف می دهیم”. ما معتادان زندگی را چنان حاد و شدید احساس می کنیم که اغلب درد و رنج حاصل ازآن باعث می شود به مصرف روی آوریم، حتی وقتی می دانیم که باعث بهبود اوضاع نمی شود. ما حاضر بودیم یک لحظه آسودگی و راحتی را با یک عمر سختی و مشقت تعویض کنیم.

اگر بتوانیم یک نظر زودگذر و سریع به اراده ی خداوند برای خودمان بی اندازیم، می توانیم در همان حال یک نگاه کوتاه و سریع نیز به روحانیت خودمان داشته باشیم. شرایط روحانی ما همیشه در حال تغییر است. خیلی از اوقات فکر می کنیم  “غیر روحانی” هستیم، زیرا رابطه ی آگاهانه ی ما قطع و وصل می شد یا حتی پس از سال ها پاکی رفتار نا مهربانانه ای داریم یا هنوز کارهایی انجام می دهیم که بعداً آرزو می کنیم کاش انجام  نداده بودیم.

روحانیت داشتن رابطه با واقعیت است. هر قدر که زندگی روحانی خود را توسعه دهیم، می بینیم که واقعیت کمتر ترسناک و جدی است. یاد می گیریم تا با آزادی زندگی کنیم. در می یابیم که تغییر در دیدگاه، کاملاً درک ما را از شرایط ارتقا می دهد. زمانی که زندگی ما بر اساس روحانیت باشد، دیدگاه و عکس العمل هایمان بر اساس رابطه ای در حال رشد، با نیرویی بزرگتر از خودمان خواهد بود.

هر چقدر که روحانیت ما بیشتر افزایش یابد، بیشتر بخاطر زندگی مان و افراد حاضر در آن سپاس گزار خواهیم بود. هر چقدر در دنیای اطراف مان به خوبی ها توجه کنیم، بیشتر سپاس گزار نیرویی می شویم که ما را به این آگاهی رسانده است. زمانی که جسم، فکر و روح ما با یکدیگر هماهنگ باشند، تغییر زندگی ما به خوبی مشهود است. ما قادر خواهیم بود متعادل زندگی کنیم. 

تفاوت هايمان و نقاط مشترك, مشاررکت معتادان, اصول NA, سادگی NA,

پاک زیستن فصل سوم. ص68-64

تفاوت هايمان و نقاط مشترك, مشارکت معتادان, اصول NA, سادگی NA,

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!