تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

تسلیم! اما در برابر چه چیزی؟

تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

این سوالی بود که یک سال اول بهبودی مرا درگیر خود کرده بود. تفاوت اصلی آن را فهمیدم. متوجه شدم اگر به جنگیدن ادامه دهم درد خواهم کشید. ولی من در برابر چه چیزی می جنگیدم؟ دوست داشتم دستکش‌های بوکس را در بیاورم. می خواستم آن درد دائمی را که در روحم احساس می کردم رها کنم.   

تمایل داشتم تا از پیشنهادات کسانی که پیش از من وارد برنامه شده بودند استفاده کنم « تسلیم بخش ضروری بهبودی ما است». اما دستورالعمل گام به گامی که کمک کند تا امتحان تسلیم را قبول شوم نداشتم‌. این برای من یک وضعیت نامطلوب بود و درد جنگیدن همچنان ادامه داشت. تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

فرایند تسلیم را با تکرار « اراده و زندگی ام را به تو می سپارم ، مرا در بهبودی ام راهنمایی کن و به من نشان بده چطور زندگی کنم» شروع کردم. زمانی که شروع به گفتن این کلمات کردم، نه صاعقه ای بود و نه بوته ای فروزان، و نه حتی احساس آرامش فوری. بدون در نظر گرفتن اینکه هیچ نتیجه فوری حاصل نشد، کاری را کردم که راهنمایم گفته بود.  

در ابتدا ، تنها زمانی که نمی‌توانستم جلوی  گریه ام را بگیرم  این کلمات را می‌ گفتم ، ولی بعداً و تدریجاً شروع به دعا کردن روزانه کردم. ماحصل انجام همین تمرینات ، نهایتاً شروع به درک مفهوم تسلیم کردم. تسلیم برای من این معنی را داشت؛ باید خودم را همانطور که بودم و نیز دنیای اطرافم را بپذیرم. کار آسانی برای این معتاد نبود.  

در تمام طول عمرم همه چیز را به شکل دیگری می خواستم، مخصوصاً آن کسی که بودم. تقلا برای کنترل تمام ابعاد زندگی ام به این معنی بود که من در حال مبارزه در یک بازیِ باخته شده بودم. در گذشته میخواستم به این باور برسم که اگر به حد کافی و سرسخت بجنگم، سریعاً به چیزی که می خواهم رسیده و به یک شخصیت عالی تبدیل خواهم شد و زندگی من  به یک دنیای خود ساخته که درباره آن رویا پردازی می کردم تبدیل خواهد شد. تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

متأسفانه درباره من این مسئله صحت نداشت. هیچ فایده ای در زندگی کردن بر اساس اراده شخصی وجود نداشت. من فقط از زخم های این نبرد دائمی رنج می بردم. درد های تسلیم نشدن؛ برای من معنی پیدا کرد.

این دنیای اطراف من نبود که مرا به سمت و سوی این دردهای فزاینده سوق میداد؛ این من بودم که دائماً در تلاش همراه با نزاع و بدون نتیجه، بارها  توبیخ شدم تا پاداشی بدست بیاورم.

دقت کنید که گفتم«پاداش». تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

 در حالی که به مقاومت کردن ادامه می دادم، تنها توانایی این را پیدا کردم که ببینم چه چیزهایی می خواستم. نهایتاً زمانی که ایستادم ، شروع به دیدن زندگی فوق‌العاده ای که به من داده شده بود کردم. انگار خودم را کور کرده بودم. امروز ، هر زمان که توجه ام را به سپاسگزاری معطوف می کنم ، می توانم آرامش را مانند آبی که تمام وجودم را پاک می کند احساس کنم.  

بیماریم درون سرم درباره همه چیز هایی که نیستم و تمام چیز هایی که باید داشته باشم فریاد نمی کند. در عوض ، دنیا را همانطور که احساس می کنم و متوجه می شوم؛ همیشه همین قدر فوق العاده بوده است. این یک تمرین کامل و تمام عیار نیست. هنوز روزهایی هستند که بیماری ام بلند  فریاد می کشد و “تسلیم” غیر قابل دستیابی به نظر می رسد. ولی تا زمانی که من روی بهبودی ام کار می کنم، می توانم آرامش را پیدا کنم. تمام این ها با تسلیم انجام می شود.     

استفان بی

از مجله : The NA Times  تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

July 2021

تسلیم در برابر چه چیزی؟,سال اول بهبودی,درد دائمی اعتیاد,تسلیم انجمن معتادان,آرامش قطع مصرف

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!