اعتیاد غرور مرا له کرد

اعتیاد غرور مرا له کرد,گرفتار طوفان اعتیاد,مسیر اشتباه اعتیاد,نشانه های اعتیاد,تجربه دردناک اعتیاد

جوانی تنومند و توانا بودم ، از دوران نوجوانی تمرین تکواندو می کردم و رشته ورزشی مورد علاقه من بود ، بس از گذشت ده سال تمرین و حضور مرتب در این رشته ورزشی ، به مسابقات داخل شهری دعوت شدم .

اولین مسابقه ام را به خوبی به یاد می آورم ، ظرف چند دقیقه ، مسابقه رو بردم و مورد تشویق دوستان و هم باشگاهی ها و سایر تماشاگران قرار گرفتم .

در آن مسابقات مقام اول را کسب کردم و بعد دوباره تمرین ها در باشگاه شروع شد ، چند ماهی گذشت تا به مسابقات کشوری دعوت شدیم و من نیز بعنوان یکی از شرکت کنندگان در این مسابقه حضور داشتم .

باید شش مسابقه می دادم تا به فینال و قهرمان کشوری برسم ، با هر زحمتی بود شش مسابقه رو به اتمام رساندم و همه حریف هایم رو شکست دادم ، بله من به مسابقه فینال رسیده  بودم ؛ باورش برایم آسان نبود.

مسابقه فینال به فردا موکول شد و فکر و خیال به سراغ من آمد ، ترس عجیبی تمام وجودم را فرا گرفته بود، آیا فردا خواهم برد؟ آیا مسابقه را خواهم باخت ؟

چند ساعت به مسابقه باقی مانده بود ، یکی از هم باشگاهی هایم وقتی حال و روز مرا دید گفت : یک کادو خوب برایت دارم تا تمام ترسهایت را از بین ببرد ، گفتم چی هست؟ و چیزی کف دست من گذاشت و گفت بنداز بالا !

من هم بدون اینکه بپرسم چه هست ، برای اینکه از ترسهایم رها شوم ، آن را گرفتم و بلعیدم ، ماده سیاه رنگ و تلخی بود .

بعد از یک ساعت ، احساس عجیبی بمن دست داد ، دیگر فکر می کردم ترسی ندارم ، احساس می کردم پر از انرژی شده ام و حس کاذب خوبی را تجربه کردم .

سرتان را درد نیآورم ، در آن روز من پیروز آن مسابقه شدم و با تشویق فراوان به خانه برگشتم . اعتیاد غرور مرا له کرد,گرفتار طوفان اعتیاد,مسیر اشتباه اعتیاد,نشانه های اعتیاد,تجربه دردناک اعتیاد 

چند روز گذشت ، احساس کردم دوباره باید از آن ماده مخدر استفاده کنم ، واقعا چه حسی بود ؟ بعدها فهمیدم حس لذت طلبی بوده است .

به سراغ دوستم رفتم و از او ماده مخدر را تهیه کردم و ماجرای اعتیاد من شروع شد ، سرآغاز بدبختی ها و اجبار به مصرف ، دربدری ها و منزوی شدن ها .

بعد از چند وقت که به خودم آمدم ، دیدم مصرف کننده دائمی مواد مخدر شده ام و گرفتار طوفان اعتیاد !

طوفان اعتیاد ، مرا به هر کجا که دلش می خواست می برد ، باشگاه را ترک کردم و همنشین افرادی شدم که مثل من در اعتیادشان غرق شده بودند .

دیگر راه به جایی نداشتم ، همه درها به روی من بسته شده بود ، اما هنوز به خودم مغرور بودم و می گفتم من قهرمان کشور هستم و می توانم هر زمانی که اراده کنم ، همه چیز را به حالت گذشته برگردانم .

اما ، لذت طلبی مصرف مواد مخدر نمی گذاشت تا من از مسیر اشتباه اعتیاد برگردم ، اینقدر جلو رفتم تا همه چیزم را از دست دادم ، از لحاظ جسمی دیگر آن جوان تنومند نبودم ، چهره ام کاملا تخریب شده بود و نشانه های اعتیاد در صورتم پدیدار شده بود .

دیگر مصرف مواد نه تنها برایم لذت نداشت بلکه ذلت داشت ، پدرم خانه ای داشت در یک روستای دور افتاده که از قدیم ، برای تفریح برخی از مواقع به آنجا می رفتیم ، با خودم گفتم به آنجا می روم و برای همیشه قطع مصرف می کنم ، برای آخرین بار به اندازه یک وعده مصرفم ، مواد برداشتم و الباقی آنرا را دور انداخته و راهی سفر شدم . اعتیاد غرور مرا له کرد,گرفتار طوفان اعتیاد,مسیر اشتباه اعتیاد,نشانه های اعتیاد,تجربه دردناک اعتیاد

سوار اتوبوس شدم و حرکت کردم به سمت روستا ، قبل از رسیدن به روستا ، در محلی اتوبوس نگه داشت تا مسافران برای صرف ناهار و کمی استراحت پیاده شوند ، من هم کم کم خمار شده بودم و با خودم گفت حالا وقتش است که برای آخرین بار مصرف کنم ، برای خوردن مواد به دستشویی (توالت) رفتم ماده مخدر را در آوردم و همینکه می خواستم آنرا بخورم ، از دستم افتاد کف توالت ، کف توالت بسیار کثیف بود ، صدها نفر روزانه به آنجا مراجعه می کردند .

اعتیاد تمام غرور و شخصیت مرا نشانه گرفته بود و با من صحبت می کرد ، مواد را بردار ! آخرین بار مصرف ات هست ! این فرصت را از دست نده ! اتفاق مهمی نیفتاده است !

آری مواد را برداشتم و شستم و آنرا خوردم . در آنجا بود که فهمیدم دیگر هیچ اراده ای از خودم ندارم و زور مواد مخدر و بیماری اعتیاد ، خیلی از من بیشتر است .

از همانجا با یک اتوبوس دیگر ، به خانه خودمان در شهر برگشتم و از رفتن به روستا خودداری کردم ، در طول راه با گوشی موبایلم سرچ کردم ، دنبال جایی می گشتم که بتواند بمن کمک کند تا پاک شوم ، بخواست خدواند مهربان با سایت انجمن معتادان گمنام آشنا شدم و  آدرس یکی از جلسات که در نزدیکی منزل ما بود را یادداشت کردم .

دفعه اول که به جلسه NA رفتم ، خودم را بعنوان یک معتاد معرفی کردم و با تشویق کل اعضای حاضر در جلسه روبرو شدم و الباقی ماجرا !

اکنون سه سال و شش ماه است که پاک هستم و در تلاش برای ساختن یک زندگی جدید ، دوباره ورزش مورد علاقه ام را شروع کرده ام و برای خودم هدف گذاشته ام که در مسابقات جهانی شرکت کنم .

NA زندگی جدیدی را بمن اهدا نمود ، دوستان جدید ، افکار جدید ، روابط جدید و از همه مهمتر امید و ایمان ، از خداوند مهربان  تشکر می کنم و بر خود لازم دانستم تا تجربه دردناک اعتیاد خودم را در اختیار سایر همدردان عزیز قرار بدهم .

 

(نویسنده : گمنام)

اعتیاد غرور مرا له کرد,گرفتار طوفان اعتیاد,مسیر اشتباه اعتیاد,نشانه های اعتیاد,تجربه دردناک اعتیاد

منبع : صدای بهبودی معتادان گمنام

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!